دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥
٦٨٨.الفتوح ـ در اخبار جنگ صفّين ـ: و على بن ابى طالب عليه السلام ، يارانش را آماده كرد و بر سواران ميمنه اش ، حسن و حسين عليهماالسلام دو سبط پيامبر را و بر پياده نظام ، عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب و مسلم بن عقيل بن ابى طالب را گمارد . . . .
٦٨٩.تاريخ الطبرى ـ به نقل از زيد بن وَهْب جُهَنى ، در يادكرد جنگ ص: على عليه السلام همراه پسرانش به سوى جناح چپ حركت كرد و تنها افراد ربيعه با او بودند . گويى اكنون مى بينم كه تير از ميان شانه و كتف هايش مى گذرد و پسرانش يكايك ، خود را سپر او مى كنند و على عليه السلام اين را نمى پسندد و خود را پيش مى اندازد و ميان فرزند خود و شاميان، فاصله مى شود . هر گاه يكى از پسرانش چنين مى كرد ، وى او را با دست خويش مى گرفت و پيش رو يا پشت سر خود مى افكنْد [ ، به گونه اى كه نتواند سپرِ وى شود] . اَحمر ، غلامِ ابو سفيان يا عثمان يا يكى ديگر از بنى اميّه ، او را ديد و گفت : اى على! به پروردگار كعبه سوگند ، خدا مرا بكشد ، اگر يا تو را نكشم و يا خود ، كشته نشوم ! و سپس به سوى على عليه السلام يورش بُرد . كيسان ، غلامِ على عليه السلام ، با او برابر شد و دو ضربه رد و بدل كردند . غلامِ بنى اميّه ، كيسان را كشت . على عليه السلام خود ، به سوى آن غلام بنى اميّه شتافت و دستش را در گريبانِ زرهش برد و او را به سوى خود كشيد . سپس وى را بر شانه خود بر كشيد . گويى اكنون دو پاى او را مى بينم كه بر گردنِ على عليه السلام بالا و پايين مى شوند . آن گاه وى را بر زمين كوفت و شانه و بازوانش را شكست. سپس پسران على عليه السلام ، حسين عليه السلام و محمّد [بن حنفيّه]، بر آن غلام تاختند و او را با شمشيرهاى خود زدند ، چندان كه [ بمُرد و بدنش] سرد شد . گويى اكنون على عليه السلام را مى نگرم كه ايستاده است و دو شيربچّه اش آن غلام را فرو مى كوبند .