دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١
٦٧٥.مروج الذهب ـ در يادكرد محاصره شدن عثمان و كشته شدن او ـ: هنگامى كه به على عليه السلام خبر رسيد كه شورشيان مى خواهند عثمان را بكشند ، وى دو پسرش حسن و حسين عليهماالسلامرا با غلامان و وابستگانش مسلّح به درِ خانه عثمان فرستاد تا او را يارى دهند و به آنان فرمان داد كه مردم را از [رسيدن به] او جلو بگيرند . زبير نيز پسرش عبد اللّه را ، طلحه پسرش محمّد را و بيشتر اصحاب ، پسران خود را از سر اقتدا به امام على عليه السلام ، فرستادند تا جلوى شورشيان را از ورود به خانه بگيرند . به سوى همه اينان ، تيراندازى شد و مردم با هم ، درگير شدند . حسن عليه السلام مجروح شد ، قنبر سرش شكست و محمّد بن طلحه زخمى گشت .
٦٧٦.الثقات ، ابن حبّان : هنگامى كه كار بر عثمان سخت شد ، ... على عليه السلام به حسن و حسين عليهماالسلامفرمود : «با شمشيرهايتان برويد و بر در خانه عثمان بِايستيد و نگذاريد دست كسى به او برسد» . زبير ، پسرش را و طلحه پسرش را و گروهى از اصحاب پيامبر خدا ، پسرانشان را فرستادند تا جلوى مردم را از ريختن به خانه عثمان بگيرند ؛ امّا مردم به سوى آنان تيراندازى كردند ، تا آن جا كه موى حسن عليه السلام به خون ، رنگين شد و محمّد بن طلحه نيز همين گونه شد و سر قنبر ، غلام آزادشده على عليه السلام شكست . . . . و حسن و حسين عليهما السلام ، نخستين كسانى بودند كه بيمناك بر عثمان در آمدند و نمى دانستند چه شده است ؛ زيرا در جلوى در به يارى او و جلوگيرى مردم از تعرّض به وى مشغول بودند و چون وارد شدند ، عثمان را سربريده يافتند . [١]
[١] علّامه عبد الحسين امينى ، در كتاب الغدير ، اين گونه روايت ها را در شمار اخبار جعلى مربوط به قتل عثمان آورده است .