دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١
ر . ك : ص ١٦١ (فصل پنجم : ويژگى هاى عبادى امام حسين عليه السلام ) .
٤ / ٧
فروتنى
٥٠٥.الزهد ، ابن حنبل ـ به نقل از مِسعَر ـ: حسين بن على عليه السلام بر بينوايانى گذشت . با آنان نشست و سپس گفت : «بى گمان ، او (خداوند) ، مستكبران را دوست ندارد» . [١]
٥٠٦.تفسير العيّاشى ـ به نقل از مَسعَدة بن صدقه ـ: حسين بن على عليه السلام بر بينوايانى گذشت كه عبايشان را پهن نموده و تكّه نانى بر آن گذاشته بودند . گفتند : اى فرزند پيامبر خدا! به سوى ما بيا . امام حسين عليه السلام خم شد و با آنان ، هم غذا شد و سپس تلاوت كرد : «بى گمان ، خداوند ، مستكبران را دوست ندارد». [٢] سپس فرمود : «من دعوت شما را پذيرفتم . شما نيز بپذيريد» . آنان گفتند : حتما و بر روى چشم ، اى فرزند پيامبر خدا! سپس برخاستند و با او آمدند تا به خانه اش رسيدند . امام عليه السلام به رَباب فرمود : «آنچه اندوخته اى ، [براى آنان] بياور» . [٣]
٥٠٧.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة) ـ به نقل از ابو بكر بن محمّد بن عمرو بن حزم ـ: حسين عليه السلام بر بينوايانى گذشت كه در صُفّه ، [٤] غذا مى خوردند . آنان گفتند : بفرما غذا ! حسين عليه السلام فرود آمد و گفت : «خداوند ، متكبّران را دوست ندارد» و با آنان ، غذا خورد . سپس به آنها فرمود : «من ، دعوت شما را اجابت كردم . شما هم [دعوت ]مرا اجابت كنيد» . آنان پذيرفتند . با آنان به خانه اش رفت و به رَباب فرمود : «آنچه اندوخته اى ، بياور» .
[١] از نقل الدرّ المنثور كه در آن، تعابير «مى گذشت» و «مى نشست» و «مى گفت» آمده، چنين فهميده مى شود كه امام حسين عليه السلام به طور مستمر با بينوايان ، همنشينى داشته است .[٢] اشاره به آيه ٢٣ از سوره نحل است كه در حديث پيشين، گذشت.[٣] در تفسير القرطبى ، به جاى جمله آخر ، چنين آمده است : «و حسين به آنان خورانْد و نوشانْد و عطا كرد و آنان ، باز گشتند» .[٤] اهل صُفّه ، گروهى از درويشان مهاجر بودند كه خانه اى براى سكونت نداشتند . آنها به سايبانى در مسجد مدينه پناه آورده و در آن جا ساكن شده بودند و اين سنّت (زندگى كردن فقرا در كنار مسجد) ، پس از روزگار پيامبر خدا نيز ادامه داشت .