دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ١٦/ ١ آنچه در نكوهش جرجير روايت شده
فصل شانزدهم: جِرجير
١٦/ ١ آنچه در نكوهش جرجير روايت شده
١٦٤٨. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: من، جِرجير[١] را خوش نمىدارم و گويا درخت آن را مىنگرم كه در دوزخ، روييده است. هيچ كس پس از گزاردن نماز عشا، درون را از آن پُر نمىسازد، مگر اين كه آن شب را در حالى به خواب مىرود كه جانِ او تا صبح با جذام، دست و پنجه نرم مىكند.
١٦٤٩. امام باقر عليه السلام: جرجير، درختى بر درِ دوزخ است.
١٦٥٠. امام صادق عليه السلام: سهم بنى اميّه از سبزىها، جرجير است.
[١] جِرجير، گياهى است كه بر آب مىرويد، داراى برگهاى بريدهبريده و ساقه سفيد است و نوعى از آن، دشتى و نوع ديگر، بستانى( باغى) است( القانون فى الطبّ: ص ٥٦).
گياهى است داراى گلهاى سفيد ريز و برگهاى مركّب و سبز پُررنگ. در خشكى، در مناطق معتدل اروپا و آسيا در نزديك چشمهها و آبگيرها مىرويد. در سالاد از آن استفاده مىشود و به آن، مزهاى لذيذ مىدهد( المنجد: ص ٨٤).
علّامه مجلسى مىگويد: آنچه از كتابهاى بيشتر اطبّا برمىآيد، اين است كه آنچه در فارس به نام ترهتيزك[ يا شاهى] شناخته شده، همان« جِرجير» عربى نيست؛ بلكه« رشاد» عربى است. ابن بيطار گويد:« جرجير، داراى دو نوع است: بستانى( باغى) و دشتى، و هر يك از آنها نيز براى خود، دو نوع دارد. يكى از دو نوع جرجير بستانى، داراى برگهاى پهن و پستهاىرنگ است، تندىِ كمترى دارد و نرم و خوشبو است؛ امّا نوع ديگر آن، داراى برگهاى نازك است و طعم بسيار تندى دارد».
[ بديعى] در الاختيارات گفته است:« جرجير، داراى دو نوع: دشتى و باغى است. جرجير دشتى را ايهقان، و جرجيرِ باغى را در زبان فارسى، گيگر گويند. جرجيرِ دشتى را خردل بَرّى هم مىگويند و از بذر آن، به جاى خردل استفاده مىكنند». همو گفته است:« رشاد، همان حُرفِ عربى است كه در فارسى، آن را سپندان و ترهتيزك نيز مىگويند»( بحار الأنوار: ج ٦٦ ص ٢٣٨).