دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣ - فصل چهل و دوم عناب
فصل چهل و دوّم: عُنّاب
١٨٩٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: عُنّاب[١]، تب را مىبرد.
١٨٩٧. مكارم الأخلاق به نقل از ابو الحُصَين: چشمانم سفيد شده بود و چيزى نمىديدم. امير مؤمنان را در خواب ديدم و گفتم: سَرورم! چشمانم به وضعى كه مىبينى، درآمده است.
فرمود: «عنّاب را نرم كن و با آن، سرمه بكش».
من، عنّاب را همراه با هستهاش نرم كردم و با آن، سرمه كشيدم و در پى آن، تاريكى از چشمانم رخت بربست و ديدم كه چشمانم سالم است.
١٨٩٨. امام صادق عليه السلام: برترى عنّاب بر ديگر ميوهها، بهسان برترى ما بر ديگر مردمان است.
[١] عُنّاب، درختى است مشهور، و چنان كه ادّعا كردهاند، برگ آن براى چشمدردهاى گرم، سودمند است و ميوهاش نيز رطوبت را از خون مىگيرد. حتّى گفتهاند كه دست زدن به عنّاب نيز همين اثر را دارد. از همين روى، هرگاه بخواهند آن را از شهرى به شهر ديگر ببرند، هر روز، آن را بر پشت يك مَركَب مىنهند تا يك مركب، به تنهايى آن را حمل نكند و خونش خشك نشود.
جالينوس، درباره آن گفته است:
خون را خشك نمىكند. تنها بر غلظت آن مىافزايد.
ابن بيطار، به نقل از مسيح عليه السلام آورده است:
گرم و مرطوب و در ميانه درجه نخست است و در آن، حرارت، بيش از رطوبت است. چون خودِ عنّاب يا آبش خورده شود، خلطى خوب مىآورد. اين ميوه، همچنين، تندى و سوزندگى خون را تسكين مىدهد و براى سرفه، نفَستنگى، درد كليه و مثانه و درد سينه، سودمند است. نوع برگزيده آن، عُنّابى است كه هستهاش نيز بزرگ باشد. اگر پيش از غذا خورده شود، مناسبتر است.