دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٧ - فصل سى ام مشكك
فصل سىام: مُشكك
١٧٥٩. امام صادق عليه السلام: مشكك[١] را به لابهلاى دندانهاى خويش درآوريد؛ چرا كه دهان را خوشبو مىكند و بر توان همبسترى مىافزايد.
١٧٦٠. امام كاظم عليه السلام: هر كس پس از قضاى حاجت، آلودگى مَقعد را با مُشكك بزدايد و پس از غذا خوردن نيز دهان خويش را با مُشكك بشويد، نه بيمارىاى از بيمارىهاى دهان به او مىرسد و نه [بايد] از باد بواسير بترسد.
١٧٦١. مكارم الأخلاق به نقل از ابراهيم بن نظام: دزدان، مرا گرفتند و در دهانم پالوده داغ ريختند تا آنكه دهانم پخت. پس از آن، دهانم را با يخ، پُر كردند و در نتيجه دندانهايم سست شد.[٢]
پس از چندى، امام رضا عليه السلام را در خواب ديدم. از اين پيشامد به نزد ايشان، اظهار ناراحتى كردم.
فرمود: «از مُشكك، بهره بجوى؛ چرا كه، در اين صورت، دندانهايت ثابت خواهند ماند».
هنگامى كه ايشان به خراسان آورده شد، به من خبر رسيد كه بر ما نيز خواهد گذشت. به استقبال ايشان رفتم و به ايشان سلام كردم و حال خويش را و اين كه ايشان را در خواب ديده بودم و ايشان مرا به استفاده از مشكك سفارش فرموده بود، با ايشان در ميان نهادم.
فرمود: «اكنون در بيدارى، تو را بِدان سفارش مىكنم».
من نيز از آن، بهره جستم و دندانهايم به وضع پيشين باز گشت.
[١] مُشكك يا مشكزمين، گياهى است از تيره جگنها كه داراى ساقه زيرزمينىِ بسيار خوشبوى و معطّر است و به طور خودرو در مزارع مىرويد؛ سُعد، سُعد كوفى، طپلاق، تپلاق، مشت مشكك، قرقرون و مشك زيرزمين[ نامهاى ديگر آن هستند]( فرهنگ معين).
[٢] در منبع« فتساقطت( دندانهايم ريخت)» آمده است. ظاهرا مقصود، آن است كه دندانهايش در آستانه ريختن قرار گرفت. آنچه در برخى از ديگر چاپهاى كتاب مكارم الأخلاق آمده نيز گواه اين معناست؛ چرا كه در برخى از چاپها به جاى« فتساقطت»، عبارت« فتخلخلت» آمده كه خود به معناى سست شدن پايههاى يك چيز است.