دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - د سويق سيب
د سَويق سيب
١٨٤٠. امام صادق عليه السلام: براى مسموميّت، دارويى سودمندتر از سويق سيب، سراغ ندارم.
١٨٤١. الكافى به نقل از ابن بُكَير: سالى در مدينه به خوندماغ مبتلا شدم. يارانمان از امام صادق عليه السلام درباره چيزى كه مانع خونريزى بينى شود، پرسيدند. به آنان فرمود: «به او سويق سيب بدهيد».
آنان به من از اين سويق خوراندند و خونريزى بينىام قطع شد.
١٨٤٢. الكافى به نقل از زياد قندى: در حالى كه برادرم سيف با من بود، به مدينه درآمدم. آنجا مردم به خوندماغ گرفتار شدند و كسى كه خوندماغش دو روز ادامه مىيافت، مىمُرد.
من به منزل باز گشتم و ديدم سيف، خوندماغ شديدى دارد. نزد امام كاظم عليه السلام رفتم. فرمود: «اى زياد! به سيف، سيب[١] بخوران».
من آن را به او خوراندم و وى بهبود يافت.
١٨٤٣. الكافى به نقل از احمد بن محمّد بن يزيد: ايشان،[٢] چون كسى از اهل خانه را مار يا كژدم مىگزيد، مىگفت: «به او سويق سيب بخورانيد».
ر. ك: ج ١، ص ٤٣٧ (آنچه براى برخى دردهاى شكم، سودمند است/ سويق گاوَرْس).
[١] در اين روايت، كلمه« سويق» وجود ندارد؛ امّا به قرينه روايت قبلى، ممكن است اين كلمه از آن، افتاده باشد. نيز شايد، هم سيب و هم سويق سيب، براى خوندماغ، نافع باشند و شايد براى برخى مزاجها سيب، و براى برخى سويق آن، نافع باشد. به هر حال، آنچه مىتواند به اين سؤالها پاسخ دهد، بررسى علمى و آزمايشگاهى است.
[٢] در منبع، روايت به همين صورت،« مضمر( بدون ذكر نام راوى)» آمده است.