دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٥ - فصل سى و چهارم چغندر
فصل سى و چهارم: چغندر
١٨٠٦. امام صادق عليه السلام: خوردن چغندر، در برابر جذام، ايمنى مىدهد.
١٨٠٧. امام صادق عليه السلام: خداوند، جذام را از ميان يهوديان برداشت، بدان سبب كه چغندر مىخوردند و رگها را بيرون مىكشيدند.[١]
١٨٠٨. امام كاظم عليه السلام: چغندر، رگ جذام را به كلّى از ميان مىبَرد. هيچ چيز به درونِ گرفتار به بِرسام[٢] درنيامده است كه همانند برگ چغندر باشد.
١٨٠٩. امام رضا عليه السلام: به بيمارانتان، چغندر (يعنى برگ آن را) بدهيد؛ چرا كه در آن، درمان است و هيچ بيمارىاى به همراه ندارد و هيچ عارضهاى در آن نيست و خواب بيمار را آرام مىسازد.
امّا از خودِ چغندر بپرهيزيد؛ چرا كه سودا را تحريك مىكند.
[١] علّامه مجلسى در شرح اين حديث مىنويسد: مقصود از« قلع عروق( بيرون كشيدن رگها)» كه در اين حديث آمده، بيرون كشيدن رگ از ميان گوشت است، چنان كه يهوديان، اكنون نيز اين كار را انجام مىدهند. در برخى از روايتهاى ما هم نهى از خوردن رگ آمده است( بحار الأنوار: ج ٦٢ ص ٢١١).
[٢] بِرسام، التهابى است كه در پرده ميان كبد و قلب، عارض مىشود. فارسى مركّب است، به معناى التهاب سينه و بيمارى سينه است. مورِّث هذيان. معرَّب از بَرسام فارسى است؛ زيرا« بَر»، به معناى سينه است و سام، به معناى بيمارى، چنانچه سرسام، بيمارى سر است. و آن را به اصطلاح طب، ذات الجنب گويند( لغتنامه دهخدا).