دانشنامه احاديث پزشكى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣ - فصل سى و ششم سيا(سنا)
فصل سى و ششم: سَيا (سَنا)
١٨٢٢. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: با سَيا[١] درمان كنيد؛ زيرا اگر بنا بود چيزى مرگ را برگرداند، سَيا بود كه آن را دفع مىكرد.
١٨٢٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از شُبْرُمْ (گاو كُشَك) حذر كنيد؛ چرا كه سرد و بار[٢] است، و بر شما باد سَيا. با آن، درمان كنيد؛ چرا كه اگر بنا بود چيزى مرگ را دور كند، سَيا آن را دور مىكرد.
١٨٢٤. امام صادق عليه السلام: اگر مردم از آنچه در گياه سَيا هست، آگاهى داشتند، هر مثقالِ آن را با دو مثقال طلا به چنگ مىآوردند. زنهار كه اين گياه، مايه ايمنى از: بهك، پيسى، جذام، ديوانگى، سستاندامى و كژْدهانى است.
ر. ك: ج ١، ص ٤٨٥ (بهداشت پوست/ گياه سنا).
[١] سيا: سَنا را گويند و آن، دارويى است كه در مُسهلات به كار برند. اسم فارسى سناست و گفتهاند عصاره آن است، و گفتهاند عصاره نبات ديگر است( لغتنامه دهخدا).
سَنا، چوبى باشد كه بِدان، مسواك كنند. گياهى است مُسهل و بهترينِ آن، مكّى است. گياهى است از تيره پروانهداران كه داراى چند گونه است و از گياهان بومىِ نواحى گرم سودان و آسياى صغير و عربستان و جنوب ايران مىباشد. برگهايش متناوب و مركّب، بدون برگچه انتهايى است. گلهايش زردرنگ و ميوهاش نياك و محتوى چند دانه است( ر. ك: لغتنامه دهخدا).
[٢] در متن، چنين آمده است؛ امّا محدّث نورى، معتقد است شايد چنان كه در النهايةى ابن اثير و در حديث امّ سلمه آمده، اين واژه« جار» باشد( مستدرك الوسائل: ج ١٦ ص ٤٦٠). در چنين صورتى، معنا،« جريانيابنده» خواهد بود.
امّا علّامه مجلسى، به نقل از الفائق، اين واژه را« يار» و از نوع توابع لفظى دانسته است كه معنايى جز تأكيدِ همان واژه پيشين ندارد. همين گونه است در مستدرك سفينة البحار( ج ٥ ص ٣٣٧).