دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩
٦١٨٧.امام صادق عليه السلام : همانا خداوند ـ تبارك و تعالى ـ بنده را از بدبختى به سوى خوش بختى مى برد ؛ ولى او را از خوش بختى به سوى بدبختى نمى برد .
٦١٨٨.امام صادق عليه السلام ـ وقتى از خوش بختى و بدبختى ، مورد پرسش قرار گرفت: خوش بختى ، وسيله خير است كه سعادتمند بِدان چنگ مى زند ، تا اين كه او را به رستگارى مى برد ، و بدبختى ، سبب نابودى است كه بدبخت بِدان چنگ مى زند ، تا اين كه او را به نابودى مى كشاند ، و همه اينها با علم خداست . [١]
٦١٨٩.الكافى ـ به نقل از ابو بصير ـ: در حضور امام صادق عليه السلام نشسته بودم كه پرسشگرى از ايشان پرسيد : فدايت شوم ، اى فرزند پيامبر خدا! از كجا بدبختى به اهل گناه رسيد كه خداوند در علم خود ، به خاطر عمل آنان ، برايشان كيفر نوشت ؟ امام صادق عليه السلام فرمود : «اى پرسشگر! كسى از آفريدگان [از پيش خود ]نمى توانست به اداى حقّ خداى متعال در قبال حكمش به پا خيزد . پس وقتى حكم به اداى حقّ خويش فرمود ، به دوستدارانش نيرو مى بخشد و از آنان سنگينى بار عمل كردن به حقيقت آنچه را سزاوار آن اند ، بر مى دارد . [نيز ]به خاطر دانش پيشين خويش درباره گناهكاران ، براى ارتكاب گناه ، به آنان نيرو مى بخشد و تاب [و روحيه ى ]پذيرش [حكم الهى] را از آنان دريج مى نمايد [با اين كه توان و لوازم تكليف را بدانان مى بخشد ]پس آنان مطابق همان مى كنند كه در علم او گذشت و تاب [روحيه ى] پديد آوردن وضعيتى را نيافتند كه آنان را از كيفر خدا برهاند ؛ زيرا دانش او ، شايسته تر و براى تصديق است ، [بى آن كه جبرى متوجّه بندگان نمايد] و اين است معناى : خواست آنچه را كه خواست ؛ و اين راز اوست» .
[١] اشاره به بطلان پندارى است كه در آن ، بدبختى و خوش بختى، امرى ذاتى تلقّى مى شوند كه بندگان بر آنها سرشته شده اند و در حيطه و قدرت خداوند نيستند ، در حالى كه سعادت ، وسيله خوبى است كه بنده با اختيار و خواست خود ، آن را انتخاب مى كند و او را به نجات و سعادت مى رساند و شقاوت ، وسيله درماندگى است كه بنده با خواست و اراده خود ، آن را انتخاب مى كند و آن ، وى را به نابودى و شوربختى مى اندازد . خداوندِ والا مى داند كه بنده كدام يك از آن دو را بر مى گزيند .