دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٠
بود و احتمال مى رفت فرو بريزد ، نشسته بود و قضاوت مى كرد . هنگامى كه به او گفتند از آن جا بلند شود، با اين استدلال كه اَجَل ، از انسانْ پاسدارى مى كند ، به سخن آنان اعتنا نكرد و به كار خود ادامه داد و ديوار ، پس از برخاستن ايشان فرو ريخت . در كنار اين حديث ، حديث ديگرى [١] روايت شده كه امام على عليه السلام در حادثه اى مشابه، اين گونه عمل نكرد ؛ بلكه از كنار ديوارى كه احتمال فرو ريختن آن بود ، بلند شد و هنگامى كه به اعتراض ، به او گفته شد : «اى امير مؤمنان! آيا از قضاى خدا مى گريزى؟» ، فرمود : «از قضاى خدا به قَدَر خدا مى گريزم» ؛ يعنى : هم صدمه ديدن كسى كه در زير ديوارِ كج مى نشيند ، قضاى الهى است و هم مصدوم نشدن كسى كه از آن مى گريزد ، تقدير اوست ؛ ولى هيچ يك قضاى حتمى نيست و انسان ، موظّف است براى حفظ جان خود ، از يك قضا بگريزد و به قضايى ديگر پناه ببرد . بنا بر اين ، بر فرض صحّت حديث مخالفِ اين حديث، بايد گفت كه امام عليه السلام در آن حادثه خاص (همانند آنچه در حديث سوم اين باب [٢] آمده كه امام عليه السلام در ميدان جنگ ، بدون زره و تنها با لباس معمولى حضور يافت) ، به دليل آن كه مى دانسته مشكلى براى او پيش نخواهد آمد، براى حفظ جان خود ، اقدام نكرده است . در مورد حديث چهارم [٣] نيز ـ كه بر اين مطلب دلالت دارد كه بر هر انسانى ، دو فرشته مأمور حفاظت از جان او هستند تا تقدير الهى فرا رسد ـ ، ظاهرا مقصود از «تقدير» در آن ، «تقديرِ حتمى» است كه با آن، هيچ تلاش و تدبيرى سودمند
[١] ر . ك : ص ١٠٢ ح ٦٢٤٢ .[٢] ر . ك : ص ١٠٤ ح ٦٢٤٦ .[٣] . ر . ك : ص ١٠٦ ح ٦٢٤٧ .