دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠
الشقاوة. [١] سعد ، خجستگى است و نقيض نحس است . سعودت ، خلاف نحوست است و سعادت بر خلاف شقاوت . همچنين در عرف عام ، سعيد ، به كسى مى گويند كه از آنچه مردمْ آن را خير (خوبى) مى دانند ، بهره مند باشد . بنا بر اين ، مى توانيم سعادت را به «دستيابى به خير و كمال» و شقاوت را به «رسيدن به شر و نقص» ، تفسير كنيم . بدين ترتيب ، آنچه در تبيين خير و شر و ملاك تشخيص آن در جهان بينى اسلامى ارائه گرديد ، [٢] با تفسير سعادت و شقاوت نيز قابل انطباق است . با توجّه به آيات و احاديث اين بخش، توضيح كوتاهى درباره تفسير سعادت و شقاوت در مكتب هاى مختلف و نيز در جهان بينى اسلام ، ضرورى است :
سعادت و شقاوت در مكتب هاى مختلف
همان طور كه اشاره شد ، سعادت به معناى خير و كمال است و شقاوت به معناى شر و نقص . در مورد اين تعريف كلّى ، مى توان گفت كه بين مكتب هاى مختلف فكرى ، اختلافى وجود ندارد ؛ ولى در تفسير مصاديق خير و شر، و نقص و كمال ، در مكتب ها و جهان بينى هاى مختلف، اختلاف نظر وجود دارد . اين مسئله از ديرباز ، مورد توجّه اهل نظر و فلاسفه بوده و هست . براى نمونه : از نگاه اِپيكور ، [٣] سعادت ، چيزى جز لذّت نيست و لذّت ، غايت مطلوب بشر
[١] لسان العرب : مادّه «سعد» .[٢] ر . ك : ص ٢٠١ (معيار شناخت خير و شر) .[٣] اپيكور يا ابيقورس . نام حكيمى يونانى مؤسّس طريقه اپيكورى ، متولّد ٣٤١ ق . م (لغت نامه دهخدا) .