دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٧
ل ـ چيرگى شهوت
٦٥٤٤.امام على عليه السلام : چيرگى شهوت، موجب بدى است .
م ـ بدگمانى
٦٥٤٥.امام على عليه السلام : بدگمانى، كارها را تباه مى كند و به بدى ها وادار مى نمايد .
٦٥٤٦.امام على عليه السلام : بدگمانى به نيكوكار، بدترين گناه و زشت ترين ستم است .
٦٥٤٧.امام رضا عليه السلام : به خدا خوش گمان باش ؛ چرا كه خداوند عز و جل مى فرمايد : «من، در نزد گمان بنده ام هستم. اگر [گمانش] خير بود، [من براى او] خير خواهم خواست، و اگر [گمانش] شر بود، [برايش] شر خواهم خواست» .
ن ـ دنيادوستى
٦٥٤٨.امام على عليه السلام : دنيا، كان بدى و جايگاه فريب است .
٦٥٤٩.امام على عليه السلام : دنيا، كشتزار شر (بدى) است .
س ـ اين ويژگى ها
٦٥٥٠.امام على عليه السلام : همه بدى ها، در فريب خوردن از مهلت ، و پشت گرمى به آرزو است .
٦٥٥١.امام على عليه السلام : دورويى ، بر چهار پايه استوار است : هوس، سستى [در دين]، خشم و طمع . هوس، بر چهار پايه استوار است : زياده طلبى، تجاوز، شهوت، و سركشى . هر كس زياده طلبى نمايد ، آشوبگرى هايش بسيار مى شود و تنها مى ماند و عرصه بر او تنگ مى گردد ، و هر كس تجاوز نمايد، از شرآفرينى اش ايمنى نيست و دلش [از بيمارى نفسانى] سالم نمى ماند و خود را از شهوت ها باز نمى دارد، و هر كس نفْس خود را از شهوت ها باز ندارد، در پليدى ها فرو مى رود ، و هر كس سركشى نمايد، از روى عمد و بى دليل، خود را گم راه مى سازد . سستى [در دين] ، بر چهار پايه استوار است : غرور، آرزو، ترس، و تأخير انداختن. اين ، به خاطر آن است كه ترس، از حقيقت باز مى دارد، و تأخير انداختن، موجب كوتاهى در [انجام دادن] عمل مى گردد تا اين كه اَجَل فرا رسد، و اگر آرزو نبود، انسان جايگاه خود را مى شناخت و اگر جايگاه خود را مى شناخت، از ترس و وحشت، سكته مى كرد. و غرور ، موجب كاسته شدن عمل انسان مى شود . خشم، بر چهار پايه استوار است : خودبزرگ بينى، فخرفروشى، غرور، و تعصّب. هر كس خودبزرگ بينى كند، از حقيقتْ روى مى گرداند، و هر كس فخرفروشى نمايد، از درستى، روى بر مى گرداند، و هر كس غرور داشته باشد، بر گناهانْ پافشارى مى كند، و هر كس تعصّب بورزد، ستم مى كند . چه بد كارهايى هستند روى گرداندن [از حقيقت ]و گناه كردن و پافشارى [بر گناه] و ستمكارى! طمع، بر چهار پايه استوار است : شادمانى، سرمستى بسيار، لجبازى، و زياده خواهى . شادمانى [بيش از حد ]در نزد خداوند، ناپسند است ، سرمستى، تبختر است ، لجبازى، براى كسى كه او را به كشيدن بار گناهانْ وادار ساخته، بلاست ، و زياده خواهى، سرگرمى است و بازى و گرفتارى و جايگزين كردن چيز بهتر با چيز پست تر .