دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧
٨ / ٤
مقصود از توانمندى
٦٠٩١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس توانمندى را به خود نسبت دهد ، كفر ورزيده است.
٦٠٩٢.تاريخ دمشق ـ به نقل از عبد اللّه بن جعفر ـ: يكى از همراهان امام على عليه السلام در جنگ جَمَل ، برخاست و گفت : اى امير مؤمنان! ما را درباره قَدَر، آگاه فرما . فرمود: «درياى ژرفى است . در آن، وارد نشو» . گفت : اى امير مؤمنان! ما را درباره قَدَر، آگاه فرما . فرمود: «خانه [ وحشت انگيز و] تاريكى است. وارد آن نشو» . گفت: اى امير مؤمنان! ما را درباره قَدَر ، آگاه فرما . فرمود: «راز خداست . خود را درباره آن به زحمت نينداز» . گفت : اى امير مؤمنان! ما را درباره قَدَر ، آگاه فرما. فرمود: «اكنون كه نپذيرفتى [و پافشارى كردى] ، همانا آن، امرى (چيزى) بين دو امر (دو چيز) است ؛ نه جبر است و نه تفويض» . گفت : اى امير مؤمنان! فلانى قائل به توانمندى [خويش ]است و در محضر توست . فرمود: «او را به نزد من بياوريد» . پس ، او را بلند كردند ... . فرمود: «بگو: آن را به وسيله خدايى دارم كه اگر بخواهد ، در اختيارم مى گذارد» .
٦٠٩٣.الكافى ـ به نقل از على بن اسباط ـ: از امام رضا عليه السلام درباره توانمندى پرسيدم . فرمود: «بنده با داشتن چهار ويژگى، توانمند مى شود: راهش بدون مراقب (مانع) ، تنش و اعضاى بدنش سالم باشند ، و از جانب خداوند عز و جلبرايش سببى فراهم باشد» . گفتم : فدايت شوم! اين را برايم تفسير كن. فرمود: «اين كه بنده بدون مراقب باشد ، جسم سالم داشته باشد و اعضاى سالم داشته باشد ، [مثل اين است كه ]مى خواهد زنا كند؛ ولى زنى نمى يابد . سپس آن را بيابد . آن گاه يا خودش را حفظ مى كند و خوددارى مى كند ، همچنان كه يوسف عليه السلام خوددارى نمود ، يا ميان خود و خواسته اش مانعى نمى بيند و زنا مى كند و زناكار ناميده مى شود ، در حالى كه به اجبار، خدا را فرمان نبرده و با غلبه كردن هم نافرمانى نكرده است» .