دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧
٨ / ١١
مراد از قدريّه
الف ـ آنچه دلالت مى كند بر اين كه قدريّه همان مفوّضه هستند
٦١٥٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : قدريّه ، كسانى هستند كه مى گويند: خير و شر ، در اختيار ماست . آنان از شفاعت من بهره اى ندارند . نه من از آنان هستم و نه آنان از من اند .
٦١٥٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : براى هر امّتى ، مجوسى هست و مجوس امّت من [١] ، كسانى هستند كه مى گويند: قَدَرى وجود ندارد . اينان اگر بيمار شدند ، عيادتشان نكنيد و اگر مُردند ، بر [جنازه] آنان حاضر نشويد.
٦١٥٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هان! براى هر امّتى ، مجوسى هست و مجوس اين امّت ، كسانى هستند كه مى گويند: «قَدَرى وجود ندارد» و گمان مى كنند كه مشيّت و قدرت به آنان واگذار شده و از آنِ آنهاست.
٦١٥٨.رجال الكشّى ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: دوست من ، پيامبر خدا ... ، به من دستور داد كه از پنج گروه ، بيزارى جويم : ... از قدريّه و آنان كسانى هستند كه در دينشان همانند نصارا شدند و گفتند: قَدَرى وجود ندارد .
[١] علّامه طباطبايى مى گويد: ناميده شدن اينان به «قدريّه» ، از اين حديثِ صحيح پيامبر صلى الله عليه و آله گرفته شده كه: «همانا قَدَريّه، مَجوس اين امّت اند...». پس، مجبّره، مُفَوِّضه را به اين سببْ «قدريّه» خواندند كه آنان قَدَر را انكار مى كردند و بر ضدّ آن، سخن مى راندند و [ از سوى ديگر،] مفوّضه، مجبره را به اين سببْ «قَدَريّه» خواندند كه آنان قَدَر را اثبات مى كردند. البتّه آنچه از احاديث امامانِ اهل بيت عليهم السلام به دست مى آيد، اين است كه ايشان هر دو فرقه (مجبّره و مفوّضه) را قدريّه ناميده اند و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله را بر هر دو ، تطبيق داده اند. مجبّره را قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان خير و شر و طاعت و معصيت را به غير انسان، نسبت مى دهند، چنان كه مَجوس، قائل اند كه فاعل همه خيرها و شرها، [ كسى] جز انسان است، و سخن امام عليه السلام در اين حديث، بنا بر همين نظر [ آنها ]است. و مفوّضه را نيز قدريّه خوانده اند؛ زيرا آنان قائل به دو خالق در عالم اند: [ يكى] انسان، نسبت به افعالش و [ ديگرى] خداوندِ سبحان، نسبت به ديگر كارها، چنان كه مجوس به خداى خير و خداى شر معتقدند ، و سخن امام عليه السلام در احاديث بعد كه: «نه جبر و نه قَدَر»، ناظر به همين باور است (الكافى : ج ١ ص ١٥٧ ، پانوشت) .