دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٣
حَقيقَةُ الشَّقاءِ أَن يَختِمَ المَرءُ عَمَلَهُ بِالشَّقِاء . [١] حقيقت بدبختى ، آن است كه مردى ، كارش به بدبختى ختم شود . اين سخن ، بدين معناست كه لذايذ و رنج هاى دنيوى ، به دليل پايان پذير بودن ، شايسته عنوان «سعادت و شقاوت حقيقى» نيستند، چنان كه در سخنى ديگر از ايشان آمده است : الّذي يَستَحِقُّ اسمَ السَّعادَةِ على الحَقيقَةِ سَعادَةُ الآخِرَةِ ، وَهي أَربَعةُ أَنواعٍ : بَقاءٌ بِلا فَناءٍ ، وَعِلمٌ بِلا جَهلٍ ، وَقُدرَةٌ بِلا عَجزٍ ، وَغِنَىً بِلا فَقرٍ . [٢] آنچه حقيقتاً شايسته نام خوش بختى است ، خوش بختى اُخروى است و آن، چهار نوع است : ماندگارى بدون نابودى ، دانايى بدون نادانى ، توانايى بدون ناتوانى ، و بى نيازى بدون نادارى . بر اين اساس، آنچه در فصل دوم اين بخش ، عامل سعادت شمرده شده است (مانند : معرفت، ايمان، ولايت اهل بيت عليهم السلام و ارزش هاى اخلاقى و عملى) ، در واقع ، تأمين كننده سعادت حقيقى ، يعنى سعادت اُخروى است ، ضمن آن كه سعادت مادّى و دنيوى انسان را نيز به بهترين وجه ، تحقّق مى بخشد . نيز آنچه در فصل سوم ، عامل شقاوت معرفّى شده است (مانند : نادانى ، كفر و ضدّ ارزش هاى اخلاقى و عملى)، در واقع ، عامل شقاوت حقيقى ، يعنى شقاوت اُخروى است ، ضمن آن كه زندگى مادّى و دنيوى انسان را نيز با تلخى و رنج ، همراه مى نمايد .
[١] ر . ك : ص ٣٤٨ ح ٦٦٥٢ .[٢] ر . ك : ص ٣٤٤ ح ٦٦٤٧ .