دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣
ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج ٨ ص ٤٥٩ (تحليلى درباره جبر و تفويض وامر بين الأمرين) .
٨ / ٥
آنچه بر بطلان نظريّه جبر دلالت مى كند
٦١٠١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدا را نشناخته است كسى كه او را به آفريده اش تشبيه نمايد ، و خدا را به دادگرى توصيف نكرده است كسى كه گناهان بندگانش را بدو نسبت دهد.
٦١٠٢.امام على عليه السلام : اى فرزند آدم! آيا گمان مى برى آن كه تو را [از گناهان و پليدى ها ]باز داشته ، گرفتارت ساخته است ، در حالى كه تنها ، پايين و بالاى توست كه گرفتارت نموده و خداوند، از آن مبرّا است؟
٦١٠٣.امام على عليه السلام : هر چه از خداى متعال آمرزش خواستى، از جانب توست و هر چه خداى متعال را ستودى، از جانب خداست.
٦١٠٤.نزهة الناظر : حَجّاج بن يوسف، دانشمندان را گرد آورد و درباره قضا و قدر از آنان پرسيد . يكى از آنان گفت: از امير مؤمنان ، على بن ابى طالب ، شنيدم كه مى گفت : «اى فرزند آدم! كسى كه راه را براى تو گسترده است ، بر تو سخت نمى گيرد» . ديگرى گفت : از او شنيدم كه مى گفت : «اگر خطا براى خطاكار حتمى شود ، قصاص بر خطا ، ستم خواهد بود». و ديگرى گفت: از او شنيدم كه مى گفت : «آنچه خير است، به فرمان و دانش خداست و آنچه شر است، به دانش خداست؛ امّا به فرمان او نيست ». حَجّاج گفت: آيا همه اينها از سخنان ابو تُراب (على عليه السلام ) است؟ همانا اينان آنها را از چشمه زلالى برداشته اند ! [١]
[١] . قريب به مضمون اين روايت در الطرائف : ص ٣٢٩ و بحار الأنوار : ج ٥ ص ٥٨ آمده ليكن سند هيچ يك معتبر نيست و با عنايت به دشمنى حجّاج با امام على عليه السلام نقل سخن آن حضرت نزد وى ـ چنان كه در اين حديث آمده ـ بعيد بنظر مى رسد و بعيدتر آن كه وى با جمله «لقد اغترفوها من عين صافية» اعتراف به فضل آن بزرگوار نمايد ، با اين وصف وقوع چنين جريانى را نيز نمى توان تكذيب كرد ، آن چه مهم است اين است كه اين روايت براى بطلان جبر به برهان عقلى استناد كرده و برهان در مباحث اعتقادى از هر گوينده اى قابل قبول است ، و آوردن اين روايت در اين جا از اين باب است .