ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٠
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را به جامعه اسلامى خاطر نشان مىسازد كه «هر كس فرمانرواى ستمگرى را ببيند كه عهد و پيمان الهى را شكسته و در بين مردم دست به تباهى و ستم مىزند و با گفتار و كردار بااو مبارزه نكند، در سرنوشت آن فرمانروا شريك خواهد بود».
با همه اينها امام بايد حجت را بر مردم تمام كند و با استفاده از روشهاى مختلف در آن فضاى تيره، نور حق را متجلى سازد. از اين روى گاهى در برابر لشگر حرّ با نهايت شفقت و مهربانى ظاهر مىشود تا آنجا كه با دست خود به سرباز لشگر دشمن آب مىدهد، و گاهى با قاطعيت و درشتى با آنان برخورد مىكند و به فرمانده لشگر يعنى حر بن يزيد نهيب مىزند، گاهى از آنان مىخواهد تا اجازه بازگشت به او دهند، و آنگاه كه از علت حركت زود هنگام او از مدينه سؤال مىشود شهادت خود و ياران و اسارت زنان و فرزندان را به مشيت الهى دليل مىآورد و حتى در روز عاشورا به موعظه سپاه دشمن مىپردازد و از آنان مىخواهد تا به سخنان او گوش دهند و خاطرنشان مىسازد كه موعظه آنان حقى است از جانب آنها و اين مسؤوليت برعهده امام عليه السلام است.
بنابراين تفسير قيام امام حسين عليه السلام با مقياسهاى محدود و رايج در قيامها و حركتهاى فرهنگى يا سياسى كاملًا نادرست و نااستوار است. تناقضهايى كه در تفسير نهضت امام حسين عليه السلام به چشم مىخورد ناشى از غفلت از اين نكته است كه اين قيام تجلى امامت در شرايط ويژه آن زمان است در حالى كه امامت يك حقيقت يك بعدى و يك جانبه نيست، بلكه همه ابعاد فرهنگى و سياسى، مادى و معنوى را در بر دارد و بايد با چنين مقياس جامعى به تفسير و تحليل قيام امام حسين عليه السلام پرداخت.