ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٥
«الَسْتُ اوْلى بِكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ؟ قالُوا بَلى» آيا من از خود شما بر شما سزاوارتر نيستم؟ گفتند: آرى.
سپس فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» هر كس را كه من مولا و صاحب اختيار اويم على عليه السلام نيز مولا و صاحب اختيار اوست. «١» استاد شهيد مطهرى پس از نقل حديث مزبور در ذيل داستان غدير مىنويسد: معلوم است كه [پيامبر صلى الله عليه و آله] مىخواهد همان اولويت خويش بر نفوس را براى على عليه السلام تصويب كند. «٢» چنين ولايت مطلقه تكوينى براى همه ائمه عليهم السلام بوده و به حضرت على عليه السلام اختصاص ندارد، چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:
«وَلايَتُنا وَلايَةُ اللَّهِ الَّتى لَمْ يُبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ الَّا بِها» «٣» ولايت ما همان ولايت خداست، ولايتى كه هيچ پيامبرى جز بر آن برگزيده نشد.
از جمله آياتى كه بر ولايت بهمعناى امامت تصريح كرده، آيه ابتلا است:
«وَ اذِا ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ» «٤» هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش با وسايل گوناگونى آزمود، و او بخوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند بر او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم! ابراهيم گفت: از دودمان من (نيز) امامانى قرار ده! خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد! اجمال سخن درباره اين آيه اين است كه ابراهيم عليه السلام به چيزهايى آزمايش شده بود،