ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٢
سپس فرمود: «فَاذا كُنْتَ كَذالِكَ اصَبْتَ وِلايَةَ اللَّهِ»: اگر اين مراحل را طى كردى به ولايت الهى مىرسى. «١» همچنين درآيه ١٩٦ سوره اعراف آمده: «... وَ هُوَ يَتَوَلَّىالصَّالِحينَ»: و اوهمه صالحان را سرپرستى مىكند. ليكن طبق آنچه از آيه ٦٩ سوره عنكبوت برمىآيد كه فرمود: «آنان كه در راه ما (با خلوص نيت) جهاد كنند، قطعاً آنها را به راههاى خود، هدايت خواهيم كرد»، اين حقيقت روشن مىشود كه گرچه تلاش و جهاد فى سبيل الله مصاديق فراوانى دارد، ولى به طور حتم كوشش براى معرفت و شناخت حق از برترين مصاديق آن است.
از اين رو، بهترين راه وصول به مقام والاى ولايت الهى، همانا معرفت خدا و اخلاص در عمل و تلاش براى تحصيل و تقويت اين دو است. «٢» ولايت تكوينى اخص از آنچه آورديم روشن شد كه «انَّ الْوِلايَةَ مُوهِبَةٌ عامَّةٌ لَاانْقِطاعَ لِامَدِها وَ لا نَهايَةَ لِعَدَدِها ...» «٣» : ولايت، موهبت عام الهى است كه نه فرجام آن سرمىرسد و نه محدود به عِدّه و عدد خاصى است، و پيوسته اين باب فيض الهى «مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبينَ»، و على الدوام در فيضان است؛ و هر كس مىتواند به ميزان معرفت و اخلاص، و عبادت و رياضت خود به مرتبهاى از آن دست يابد.
ليكن مرتبه اعلاى اين ولايت تكوينى، در اختيار كسانى است كه به بالاترين مرتبه كمال انسانى، يعنى اوج «عبوديت و بندگى خدا» رسيده باشند. چه اينكه كاملترين و برجستهترين وصف براى انسان آن است كه «عبد ذات اقدس اله» باشد. زيرا كمال هر موجودى در اين است كه براساس نظام تكوينى خويش حركت كند، و چون خود از اين مسير و هدف آن اطلاع كاملى ندارد، خداوند بايد او را راهنمايى كند، و حقيقت انسان و جهان، و ارتباط متقابل انسان و جهان را براى او تبيين نمايد. ارتباط انسان با همه پديدهها