ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٠
خداوند آيه مزبور را در شأن و فضيلت او بر پيامبرش نازل كرد. «١» ٢- واژه ولايت، بنا به دلايل زير بهطور يقين بهمعناى سرپرستى و تصرف، و نيز ولى يعنى كسى كه سرپرست و متصرف امور مردم است مىباشد. زيرا:
الف- با توجه به اينكه ولى تكرار نشده، و روى هر سه كلمه «الله و رسوله والذين آمنوا» به يك سياق وارد شده است، از اين رو، وحدت سياق حكم مىكند كه ولايت در همه آنها به يك معنا و يك سنخ باشد. گواه بر آن، جمله بعدى «فَانَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ» است كه به يك اندازه شامل هر سه كلمه مزبور مىشود.
ب- واژه ولايت در آيه نمىتواند بهمعناى نصرت و دوستى باشد، زيرا ولايت بهمعناى دوستى و يارى كردن مخصوص كسانى نيست كه نماز مىخوانند، و در حال ركوع زكات و صدقه مىدهند، بلكه يك حكم عمومى است كه همه مسلمانان را در برمىگيرد. بنابراين، بهمعناى سرپرستى، تصرف و رهبرى همه جانبه مادى و معنوى است كه يك حكم خصوصى و تنها در انحصار خدا، رسول و فرد يا افراد خاصى از مؤمنان است. گواه بر آن بكار بردن كلمه «انما» است كه از ادات و ابزار حصر و اختصاص است، و معناى انحصار و اختصاص را مىرساند. «٢» ٣- انفاق درحال ركوع جزو واجبات يا مستحبات نيست تا بگوييم ممكن است برخى از مردم به اين حكم عمل كرده باشند. پس «الذّين» گرچه به صورت جمع آمده، ولى اشاره و كنايه به فرد خاصى (على عليه السلام) است.
بكار بردن لفظ جمع براى يك فرد در قرآن كريم و نيز در زبان عرب شايع و رايج است، و در قرآن موارد ديگرى وجود دارد كه اينگونه استعمالها آمده است. از جمله: در آيه مباهله «٣»، با اينكه تنها يك زن، يعنى حضرت فاطمه عليها السلام در جمع مردان، يعنى پيامبر، على و حسنين عليهما السلام حضور داشت، ولى قرآن درباره حضرت زهرا عليها السلام تعبير