ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
غايت قصواى منزلت انسانى، يعنى «انسان كامل»، كه همان مقام «عبوديت و بندگى» است رسيده است؛ و در نتيجه به مقامها و منصبهاى رفيع الهى نبوّت، امامت و مانند آن دست يافته است.
روشن است مهفوم ولايت با اين ويژگيها و عمق معنا در يك مقاله كوتاه قابل تبيين و تفسير نيست، و چنانكه آگاه هستيم در اين باره كتابهايى نوشتهاند.
در عين حال، تلاش شده تا در اين مقاله مباحث و مسايل مهم ولايت در قرآن طرح، و به مقدار وسع علمى و اقتضاى بحث مورد بررسى قرار گيرد.
واژه ولايت واژه ولايت با مشتقات فراوان آن، از پراستعمالترين واژههاى قرآن كريم است. پيش از ورود به بحث، ضرورى است در مفاهيم و معانى لغوى واژه مزبور كند و كاوى بكنيم تا با افقى باز و روشن به مفاهيم قرآنى ولايت بپردازيم.
ولايت در لغت از ماده «وَلْى»، بر وزن «فَلْس» بهمعناى نزديكى است. چنانكه گويند:
«تَباعَدْنا بَعْدَ وَلْىٍ»: پس از نزديكى دور شديم. «١» راغب مىگويد: «ولاء و توالى آن است كه دو چيز يا بيشتر چنان بههم نزديك باشند كه ميانشان چيز ديگرى نباشد؛ و بهطور استعاره به نزديكى، ولاء و توالى گويند، خواه (اين نزديك شدن) از حيث مكانى باشد، يا از حيث دين، يا از حيث صداقت، نصرت و اعتقاد.» همچنين در ادامه مىگويد: «وِلايت»، به كسر واو به معناى نصرت و يارى رساندن است، و به فتح واو بهمعناى تولى و سرپرستى امور مىباشد. سرانجام در يك اظهار نظر نهايى چنين گويد: «وَ حَقيقَتُهُ تَوَلِّى الْامْرِ»: حقيقت ولايت سرپرستى و تصدى امر است. «٢» مفسر كبير، طبرسى نيز در معناى واژه ولايت گويد: «ولى از وَلىْ، بهمعناى نزديكى بدون فاصله است، و او كسى است كه به تدبير امور از ديگرى سزاوارتر است. «٣»