ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣
از يكسو و جهل او به كيفيت اين ارتباط از سوى ديگر ضرورت راهنمايى را كه عالِم مطلق باشد مشخص مىكند، و اگر انسان اين راه را درست تشخيص داد و بندگى خود و مولا بودن «ربّ» را پذيرفت، آنگاه است كه به بالاترين كمال انسانى و برترين مقام معنوى، يعنى مقام «انسان كامل» مىرسد، و در نتيجه داراى ولايت تكوينى خاص الخاص يا اخص مىشود. «١» آرى، چنانكه در حديث معروف، در مصباح الشريعه آمده: «العبودية جُوهَرةٌ كُنْهُهَا الرِّبُوبِيَّةُ» يعنى همانا بندگى خدا و پيمودن صراط قرب به حق، گوهرى است كه نهايت آن خداوندگارى، يعنى قدرت و توانايى است. «٢» سكوى پرواز انسان بهسوى ملك و ملكوت، و رسيدن به قدرت و ولايت، و نفوذ در باطن عالم غيب و شهود، همانا «عبد خدا» بودن، و خدا را از سر صدق و اخلاص بندگى كردن است. «٣» چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
«وَ قَضى رَبُّكَ انْ لا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ» «٤» پروردگارت فرمان داده كه جز او را نپرستيد.
ولايت تكوينى اخص، مخصوص پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام است، كه اين خود داراى مراتبى است. بالاترين مرتبهآن براى برترين و كاملترين انسان، يعنى رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است كه در شب معراج از مقام «دَنى فَتَدَلَّى» «٥» گذشت، و به مقام «اوْ ادْنى» «٦» رسيد! قرآن كريم مىفرمايد: