ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٦
«نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ طاعَتَنا.» «١» ما گروهى هستيم كه خداوند عزوجل اطاعت ما را واجب كرده است.
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در سال دهم هجرى از آخرين سفر خود به مكه باز مىگشت.
در روز هجدهم ماه ذى حجه، در محلى بهنام «غدير خم» كه راه كاروانى مدينه، شام، مصر و مكه در آنجا انشعاب مىيافت و كاروانها در آنجا از يكديگر جدا و هر يك راهى شهر و ديار خود مىشدند ناگاه آثار نزول وحى بر رخسار رسول خدا نمايان گشت و اين آيه بر او فرود آمد:
«يا ايُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ الَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ.» «٢» اى پيامبر، آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ كن كه اگر چنين نكنى رسالت خدا را به انجام نرسانيدهاى و خداوند تو را از- گزند- مردم محفوظ مىكند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از نزول اين آيه، به كاروانيان دستور توقف داد تا در همانجا فرود آيند و بفرمود تا پيش رفتگان را فراخوانند و منتظر شوند تا دنبال افتادگان از راه برسند.
سپس پيامبر بر بالاى منبر رفت و مردم را خطاب كرد:
«الَسْتُ اوْلى بِكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ؟» آيا من سزاوارتر به شما از خود شما نيستم؟» گفتند: «آرى» فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ.» «٣» هر كس من مولاى او هستم، على عليه السلام مولاى اوست.»