ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠
نام (ها عَلِىٌ بَشَرٌ كَيْفَ بَشَر) آنجا دارد كه هي ولايت در قرآن ٤٣ امامت و حكومت چ تيرى نينداخت مگر اينكه كافى بود هيچ جنگى نكرد مگر اينكه پيروز ميدان بود و مظلوم تاريخ من نمىدانم كه چه شد يك آقايى كه در همه جنگهاى پيامبر اكرم، در آن خط اوّل مشغول مبارزه بود و هيچكس جلوتراز او نبود و فتحها و ظفرها همه رهين شمشير او بود، تا پيامبر صلى الله عليه و آله چشم از جهان بست، اين آقا بايكوت شد! چى شد نمىدانم! هيچ كس هم نگفت اين سردار عظيمالشان كه همه در گرو زحمات او آدم شدند «و قَتَلَ ابْطالَهُمْ وَ ناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ فَاوْدَعَ قُلُوبَهُم احْقاداً بَدْريَّةً وَ خَيْبَريَّةً وَ حُنَيْنيَّةً وَ غَيْرَهُنَّ فَاضَبَّتْ عَلى عَداوَتِهِ ...» «١» چرا بايكوت شد. مدت ٢٥ سال از او خبرى نبود من معتقدم از على مظلومتر كسى در دنيا نبوده و نيست، آن همه زحمات در سايه شمشير او بود وقتى كه پيامبر از دنيا رفت و مردم گروه گروه و شترهاى صدقه بار بار از تمام اكناف كشور به درِ خانه كسى ديگر مىرفتند!، آن آقايى كه در جنگ آنطوربود به خارج از شهر رفت و به كشاورزى مشغول شد يا چاه و قنات احداث مىكرد.
مسأله جانشينى من بارها اين را گفتهام- و توى قلبم همين است- كه يك انسان عاقلى كه عقل كل است و اگر تمام عقول دنيا را در يك كفه ترازو بگذارند و عقل پيامبر را در كفه ديگر، عقل او مىچربد، و يقيناً تمام دنيا در مقابل او شاگرد كلاس اوّلند، آيا امكان دارد كه يك حكومت قوى و قدرتمند تشكيل بدهد يك مكتب بزرگ و عظيم تشكيل بدهد، هر دو را هم تأسيس كند، امضايى نبوده تأسيسى بود، و بعد بگذارد و برود و هيچ نگويد مكتبم از آن كيست؟! نيابت حكومتم از آن كيست! مىشود عاقلى چنين كارى بكند! آيا يك پيامبرى چنين كارى كرده و يا حتّى بعد از او هم از خلفاء- چه باطل و چه حق- چنين