ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٦
هر كس كه بخواهد مىپوشاند؛ در نتيجه دلهاى ايشان ظلمانى و تاريك مىشود.
سوگند به خدا اى ابوخالد! هيچ بندهاى ما را دوست نمىدارد و به ولايت ما گردن نمىنهد مگر آنكه خداوند، دلش را (از پليديها و زنگارها) پاك مىگرداند.
امام عليه السلام در اين روايت تأكيد دارد بر اينكه نور امام در قلوب مؤمنان فروزندهتر از نور خورشيد در روز روشن است. اين سخنان را نبايد بر مجاز يا مبالغه حمل كرد: واقعاً نور امام از باطن انسانها بر قلوبشان مىتابد و قلبها را روشن مىكند.
در اينجا اين پرسش قابل طرح است كه امام عليه السلام چگونه نور نازل را كه همان قرآن است بر نور ائمه عليهم السلام تطبيق مىكند؟ پاسخ اين پرسش باتوجّه به اين نكته ميسّر مىشود كه قرآن داراى مراتبى است و باطن و حقيقت قرآن، وجودى سعى است. كما اينكه نفس ائمه عليهم السلام هم داراى مراتبى است و مرتبه نهايى روح آنان با حقيقت قرآن متّحد است.
از اين سخنان نبايد استيحاش كرد، اينكه قرآن داراى مراتبى است، از خود آيات مىتوان استفاده كرد. خداوند متعال در سوره واقعه مىفرمايد:
«انَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ فى كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إلَّا الْمُطَهَّرُونَ» «١» آن، قرآن كريمى است كه در كتاب محفوظى جاى دارد و جز پاكان نمىتوانند به آن دست زنند.
از اين آيات فهميده مىشود كه قرآن داراى مرتبهاى است كه در كتاب مكنون است و آن مرحله قابل دسترسى نيست مگر از ناحيه «مطهّران»، كسانى كه از همه انحاء آلودگى منزّه هستند. همانگونه كه در آيه «انَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» «٢» تصريح به اين نوع طهارت براى «اهل بيت» گشته است.
همچنين در سوره «البروج» مىخوانيم:
«بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجيدٌ فى لَوْحٍ مَحْفُوظٍ» «٣»