ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩
تحقق بخشيد و ايده حكومت اسلامى را جامه عمل پوشيد. البته ايشان نيز با آن سياست الهى كه داشتند بتدريج پيش آمد. سير زندگانى ايشان را مىتوان بطور كلى در سه بخش دستهبندى كرد.
مرحله اول: قبل از فوت آيةاللهالعظمى بروجردى كه به تحصيل علوم اسلامى تا سر حدّ اجتهاد مطلق پرداخت، البته اوضاع سياسى كشور و جهان را زير نظر داشت. «١» جهان اسلام در آن روز به يك نيروى قوى متمركز نيازمند بود تا دستورات از آنجا صادر گردد و مردم تحت لواى او به وظايف اسلامى خود ادامه دهند، از اين جهت امام پس از آيةاللّهالعظمى حائرى كه مرجعيت شيعه در سه نفر (آيات عظام صدر، حجت و خوانسارى) متمركز گرديده بود، هنگامى كه ديد آيةاللهالعظمى بروجردى با سوابق درخشان ايشان در مبارزه با رضا خان، مىتواند مركزيتى براى حوزه علميه و اداره امور مسلمانان باشد، تلاش بسيارى براى مرجعيت و آمدن ايشان به قم انجام داد. و در اين راستا همواره سعى داشت با تماس با اين مرجع بزرگ نظرات روشنبينانه خود را در رابطه با اوضاع كشور به ايشان منتقل نمايد. وى نيز گاهى از امام براى مشورت در امور مهم مملكتى دعوت مىكرد؛ در عين حال امام تا زمان حيات آيةاللّهالعظمى بروجردى خود را تابع ايشان دانسته و به تنهايى اقدام بكارى نمىكرد، زيرا ايشان را ولىّ مسلمانان دانسته و تبعيت از او را بر خود لازم مىدانست. «٢» مرحله دوم: پساز فوت آيةاللهالعظمى بروجردى درسال ١٣٤٠ شمسى تا پيروزى انقلاب.
رژيم دست نشانده شاه كه با وجود آيةاللّهالعظمى بروجردى و نفوذ كلمه ايشان جرأت وضع قوانين ضد اسلامى و اجراى آن را (بحسب ظاهر) نداشت، با درگذشت ايشان ماهيت ضد اسلامى خود را با تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى آشكار ساخت. امام خمينى قدس سره با ايراد سخنرانيها و ارسال نامههايى به علماى سراسر كشور و به دولت وقت مبنى بر ضد اسلامى بودن لايحه، به افشاگرى دست زد و خواستار لغو آن شد. شاه پس از شكست در اين مرحله به فكر توطئه تصويب لوايح ششگانه از طريق