ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٤
ايشان و نفوذ آن در ابعاد مختلف.
فقهاى نامدار قرن دوازدهم آقا جمال خوانسارى (متوفاى ١١٢١)
ايشان از فقهاى بزرگ عصر خويش و جامع معقول و منقول و داراى تعليقاتى بر كتب فقهى و فلسفى است و از قضيهاى كه با يكى از دولتمردان شاه حسين صفوى داشته به دست مىآيد كه ايشان داراى منصب قضاوت بوده است.
علامه وحيد بهبهانى (متوفاى ١٢٠٥)
ايشان از فقهاى بسيار برجستهاى است كه فقهاى بزرگى را تربيت نموده و در سايه آن توانست جهاد علمى پيگيرى را در دفاع از اجتهاد و مبارزه با اخباريگرى كه در آن وقت سخت رواج داشت، شكل دهد كه در نهايت به شكست اخباريان منجر شد.
سيد مهدى بحرالعلوم (متوفاى ١٢١٢)
ايشان از علماى بزرگى است كه در جامعيت علمى و عملى كمتر كسى به پايه او مىرسد. ايشان پس از استادش وحيد بهبهانى زعامت و مرجعيت شيعه را به دست گرفت و بر اوضاع مسلمانان مسلّط شد و به امور اجتماعى ايشان رسيدگى مىكرد. وى شيخ جعفر كاشفالغطا را براى پاسخ به احكام شرعى، شيخ حسين نجفى را بهعنوان امام جماعت مسجد هندى و شيخ شريف محىالدين را براى قضاوت معين نمود. اين اقدامات نشانه اعتقاد واقعى ايشان به ولايت فقيه است. علاوه بر آنكه وى در ابواب مختلف فقهىاش (مصابيح) بر ولايت فقيه جامعالشرايط تصريح مىكند.
شيخ جعفر كاشفالغطاء (متوفاى ١٢٢٨)
ايشان از برجستگان فقهاى عصر خود مىباشد كه فقهاى بزرگى را تربيت نموده است. وى در امر بمعروف و نهى از منكر بسيار جدى بود، عرب و عجم از او فرمان