ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
ولايت فقيه كرده مىفرمايد: «ظاهراً خلافى در وجوب فتوى و حكم براى فقيه جامع شرايط افتاء نيست و بايد مردم به او رجوع كرده او را در اين امر كمك كنند.» «١» و نيز مىفرمايد: «حكم فقيه جامع شرايط فتوى، در زمان غيبت نافذ است و گرنه در نظام عالم اختلال پديد مىآيد. بعضىها به همين دليل نبوت و امامت را اثبات كردهاند و از اين كه ائمه فرمودهاند: آنان حاكم هستند و هر كس ايشان را ردّ كند ما را ردّ كرده است» فهميده مىشود كه آنان در تمامى امور جانشين امام مىباشند». «٢» ولايت در قرآن ٨٣ ولايت، اتمام نعمت فقهاى نامدار قرن يازدهم شيخ بهاءالدين محمد عاملى (متوفاى ١٠٣٠)
ايشان از فقهاى جامع بين علوم مختلف است كه در بسيارى از آن علوم كتاب نوشته است. در موضوع فقه نيز كتابهاى ناقصى دارد. ايشان پس از پدر زن خود شيخ على منشار كه شاگرد محقق ثانى بوده، در منصب شيخالاسلامى متصدى امور شرعيه در ممالك خراسان، بويژه دارالسلطنه هرات شد. اين تصدى دلالت عملى دارد بر پذيرش ولايت فقيه از سوى ايشان و نفوذ آن در اداره امور شرعيه.
ملا محمدباقر سبزوارى (متوفاى ١٠٩٠)
ايشان از فقهاى جامع معقول و منقول و شاگرد شيخ بهايى است كه داراى دو كتاب فقهى به نام ذخيره و كفايه مىباشد. امامت جمعه و منصب شيخالاسلامى را دارا بوده و اين دلالت مىكند كه ايشان ولايت فقيه و نفوذ آن را قبول داشته است.
محقق خوانسارى (متوفاى ١٠٩٨)
ايشان استاد الحكما والمتكلّمين و معلّم فقها و محدثين بوده بگونهاى كه از او بهعنوان «استاد الكلّ فى الكلّ» تعبير مىكنند. صاحب روضات گويد: «شاه سليمان صفوى از ايشان خواست كه به نيابت او بر كرسى حكومت بنشيند و به امر رعيت و مملكت برسد و ايشان قبول كردند» و اين دلالت مىكند بر قبول ولايت فقيه از طرف