ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠
مسؤوليت به او عرضه شود بايد قبول نمايد، زيرا در حقيقت او نايب امام عصر (عج) مىباشد و شيعه نيز بايد در حقوق و اموال به او رجوع كرده و از حكم او سرپيچى نكنند.» «١» محقق حلى (متوفاى ٦٧٦)
وى از فقهاى بىنظير دوران خويش مىباشد «٢» بگونهاى كه عنوان «محقق» بطور مطلق به او اطلاق شده است. وى كتابهاى متعدد فقهى دارد كه بهترين آنها شرايعالاسلام است كه شرحهاى مجمل و مفصل فراوانى بر آن زده شده است. وى در ابواب زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، طلاق، لعان، ظهار، تجارت، حجر، رهن، وكالت، نكاح، احياء موات، قضاء، شهادت، حدود، ديات و قصاص اين كتاب به ولايت فقيه با لفظ حاكم، فقيه و من فوّض اليه الامام تصريح كرده است. بهعنوان نمونه در بحث قضاء مىفرمايد: «با عدم وجود امام، قضاوت فقيه جامع صفات مشروط در فتوى، به دليل مقبوله عمر بن حنظله نافذ است ... تولّى قضاء براى فرد واجد شرايط گاهى واجب كفايى است و اگر امام بداند شهرى خالى از قاضى است لازم است براى آن قاضى بفرستد و اهل شهر نمىتوانند از حكم او جلوگيرى كنند چنانچه منع كنند، تا زمانى كه بپذيرند جنگ با آنان روا است. «٣» علامه حلى (متوفاى ٧٢٦)
ايشان كه آيةاللَّه على الاطلاق و از برجستهترين فقها و متكلمين است «٤» داراى تأليفات بسيار و متنوعى است و مورد ستايش علماى شيعه و اهل سنت مىباشد. ايشان در ابواب متعددى از كتب مختلف فقهى خود به ولايت فقيه بلكه به وجوب تصدى منصب قضاوت و مرجعيت فقيه تصريح مىكند و مىفرمايد: «روايت مقبوله عمر بن حنظله و ديگر روايات دلالت بر عموم ولايت فقيه داشته و بر اقامه حدود و قضاوت و