ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
و حكّام غاصب بنىاميه و بنى عبّاس با توجه به اين سمت و مقام آنها ايشان را زير شكنجه و فشار قرار مىدادند و به زندان مىافكندند و نيز شيعيان ايشان را تحت كنترل قرار داده تا با آن بزرگواران ارتباط برقرار نكرده و عليه حكومت قيام نكنند. لكن آنان هر مقدار كه مىتوانستند و شرايط ايجاب مىكرد شيعيان خود را از مراجعه به حكام جور و قضاوت آنها منع مىكردند. «١» و اين مطلب در زمان هر يك از ائمه عليهم السلام جريان داشت بويژه زمان غيبت صغرى امام زمان عليه السلام كه آنحضرت نوّاب خاصى داشتند تا به امور شيعيانشان در حدّ امكان رسيدگى كنند.
پساز انقضاء غيبت صغرى مسأله تبيين و اجراى قوانين كامل اسلام درتمامى ابعادش بر عهده عالمان آگاه و متعهد و حافظ دين الهى افتاد تا ايشان هر مقدار كه مىتوانند در تحقق اين امر كوشا باشند لكن تسلط دشمنان حقيقى اسلام بر مقدرات جامعه اسلامى بگونهاى بود كه مجال فرصت را از عالمان دينى گرفته به حدى كه آنان در تبيين و تدوين مبانى دينى و اعتقادى آزادى نداشتند تا چه رسد به اجراى آنها لكن گروهى از ايشان از جان و مال خود دريغ نكرده با تحمل مشقات طاقتفرسا هر مقدار كه مىتوانستند زمام امور دينى و دنيايى مردم را برعهده گرفتند و از اصول و مبانى مكتب اهل بيت عليهم السلام پاسدارى كردند و آن را در طول چهارده قرن براى نسلهاى بعد به ميراث گذاشتند.
اينك پس از ذكر اين مقدمه، نمونهها و مواردى از تجلّى حكومت اسلامى در «سيره» و «گفتار» عالمان دينى و فقيهان وارسته در عصر غيبت كبرى را يادآور مىشويم.
ضرورت ولايت در جامعه بشرى بطور طبيعى و قهرى امورى وجود دارد و يا رويدادهايى پديد مىآيد كه نياز به تصرف افراد آگاه، توانمند و مطمئن دارد. بعضى از اين امور عبارت است از:
١- اداره افراد بىسرپرست و ناتوانان همچون معلولين و كوران مادرزاد.
٢- اموال عمومى كه مالك خاصى ندارند مانند جنگلها، مراتع، كوهها ومعادن زيرزمينى.
٣- خدمات و نيازمنديهاى عمومى مانند جادهسازى، پل سازى، راهسازى و بهداشت عمومى.
٤- وجود نهادى كه بودجه اين كارها را تأمين نمايد.
٥- نيازمنديهاى فرهنگى و نهادى كه متكفل آموزش و پرورش جامعه باشد تا در پرتو