ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
سوء آن متوجه جامعه خواهد بود. در حالىكه بيان حقايق و روشنگرى اذهان در زمينه حق و باطل در هر شرايطى بر امام لازم است و او در انجام اين رسالت از شيوهها و ابزارهاى مختلف استفاده مىكند و با گفتار و كردار خود حق را از باطل جدا مىسازد تا حقجويان بتوانند راه را از بىراهه تشخيص دهند چنانكه سيره عملى و علمى ائمه طاهرين عليهم السلام گوياى اين واقعيت است.
از اين جا نادرستى اين استدلال كه «امامان شيعه هيچگاه در مسأله امامت از در صلح و سازش وارد نشدهاند ولى در مسأله حكومت مصالحه با مخالفان خود را پذيرفتهاند، و اين امر نشاندهنده غير دينى بودن حكومت است» روشن گرديد، اولًا: در اين استدلال امامت مقابل حكومت قرار داده شده است، در حالى كه حكومت يكى از ابعاد امامت است و ثانياً: حكومت بدون بيعت و حمايت مردم عملى نيست، ولى ابعاد فرهنگى امامت حتى بدون بيعت و حمايت مردم نيز تا حدى عملى است. از اين رو امام على عليه السلام آنگاه كه مردم براى بيعت با او در محضرش اجتماع كرده بودند فرمود:
«لَو لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ ما اخَذَاللَّهُ عَلَى الْعُلَماءِ الَّايُغارُّوا عَلى كِظَّةِ ظالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها، وَ لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَأْسِ اوَّلِها». «١» اگر حضور حاضران و تمام شدن حجت با وجود ياور نبود، و خداوند از علماى دين پيمان نگرفته بود كه بر پرخورى ستمگر و محروميت مظلوم دم فرو نبندند، ريسمان شتر خلافت را بر دوش آن افكنده، آخرين جرعه خلافت را نيز با نخستين جام آن مىنوشيدم.
در اين سخن دو نكته مهم آمده است:
١- با وجود ياور و پشتيبان، حجت بر امام تمام است، و مفهوم آن اين است كه بدون وجود ياور و پشتيبان، امام معذور است.
٢- علماى دين تنها مسؤوليت مسايل فكرى و معنوى جامعه را بر عهده ندارند، بلكه