ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
حق خدا يا پيامبر و امام، براى اثبات نظريه خود به سيره عملى ائمه اهل بيت عليهم السلام استدلال كرده روش امامان: حضرت على، امام حسن، امام حسين، امام صادق و امام رضا عليهم السلام را به شرح زير «١» مورد استناد قرار دادهاند.
١- امام على عليه السلام براى قبضه كردن حكومت هيچگونه تلاشى نكرد.
٢- خلافت امامعلى عليه السلام از طريق انتخاب مردم و بهشيوه كاملًا دموكراتيك انجام گرفت.
٣- در منشورهاى حكومتى امام على عليه السلام- بهويژه عهدنامه مالك اشتر- تنها مسايل مربوط به اداره امور مملكت در زمينههاى سياسى، نظامى، اقتصادى و غيره مطرح شده است و از مسايل مربوط به امور دينى- جز نماز جمعه كه جنبه سياسى دارد- بحثى به ميان نيامده است.
٤- امام حسن عليه السلام از طريق بيعت مردم به خلافت و جانشينى پدرش على عليه السلام برگزيده شد.
٥- امام حسن عليه السلام بر سر مسأله حكومت با معاويه صلح كرد، و اگر مقام حكومت بسان منصب امامت شأن و مقامى الهى بود واگذار كردن آن به معاويه جايز نبود، چنانكه هيچيك از ائمه عليهم السلام در مسأله امامت با كسى از در سازش وارد نشدند و آن را به كسى واگذار نكردند.
٦- قيام امام حسين عليه السلام بهعنوان پاسخ به درخواست مردم كوفه و بيعت آنان با مسلم بن عقيل نماينده آن حضرت انجام گرفت، و آنگاه كه از پيمانشكنى مردم كوفه آگاه شد تصميم به بازگشت گرفت، ولى با مخالفت مأموران عبيداللَّه بن زياد روبرو شد و سرانجام به شهادت رسيد، سرگذشت قيام نشاندهنده اين است كه حكومت نه حق خدا است، نه حق يزيد و نه حق امام حسين عليه السلام بلكه حق مردم بود.
٧- امام صادق عليه السلام درخواست ابومسلم خراسانى براى در دست گرفتن خلافت را رد كرد.
٨- امام رضا عليه السلام درخواست تفويض خلافت را از جانب مأمون نپذيرفت و