ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
فراهم كنند چانكه مىفرمايد:
«ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً انْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِانْفُسِهِمْ» «١» اين، به خاطر آن است كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده تغيير نمىدهد جز آنكه آنان خودشان را تغيير دهند.
كامل شدن دين با امامت على عليه السلام بدين جهت است كه اولًا: بخشى از احكام الهى كه زمينه بيان آنها فراهم نشده بود، توسط آن حضرت بيان مىگرديد، ثانياً: معارف و احكام الهى توسط او كه باب مدينه علم پيامبر صلى الله عليه و آله بود تبيين مىشد، ثالثاً: مديريت و رهبرى قاطعانه و حكيمانه او مىتوانست جامعه اسلامى را در مسير صحيح رهبرى كند.
بديهى است بدون جهات ياد شده دين حق كامل نمىشد. اما پس از آنكه اين امر از جانب خداوند انجام شد، بىتوجهى مردم و وظيفهناشناسى آنان، خطايى است كه از آنان سر مىزند و ربطى به ربوبيت الهى و كامل بودن دين ندارد.
مسأله امامت اهل بيت عليهم السلام در احاديث اسلامى نيز مطرح شده است، كه چون نقل و توضيح آنها مجال بيشترى را طلب مىكند از آن صرفنظر مىكنيم، و تنها حديث غدير را يادآور مىشويم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قبل از آنكه ولايت على عليه السلام را به مردم ابلاغ كند اولويت خود نسبت به مؤمنين را يادآور شد. زيرا خداوند فرموده است:
«النَّبِىُّ اوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ انْفُسِهِمْ» «٢» پيامبر نسبت به امور مؤمنين از خود آنان سزاوارتر است.
پس از بيان اين مطلب فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلىٌّ مُوْلاهُ» هر كس من بر او ولايت دارم، على بر و ولايت دارد.
اولويت پيامبر و امام نسبت به مؤمنين بدون هيچگونه قيد و شرطى بيان شده است، و