ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠
زمان اصول و فروع دين اسلام بيان شده و حكمى باقى نمانده بود كه ابلاغ آن با ابلاغ كل رسالت برابرى كند، مگر مسأله امامت و خلافت، كه گرچه در موارد مختلف و در جمعهاى كوچك بيان شده بود، ولى به صورت يك ابلاغ عمومى كه به گوش مسلمانان مناطق مختلف برسد، انجام نشده بود. احاديث مربوط به شأن نزول آيه نيز گواه بر اين مطلب است.
٤- آيه يأس كافران و اكمال دين:
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ «الْيَوْمَ اكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ اتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الْاسْلامَ ديناً» «١» امروز، كافران از (زوال) آيين شما مأيوس شدهاند؛ بنابراين از آنها نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد. امروز دين شما را كامل كردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.
روايات مربوط به شأن نزول آيه گوياى اين مطلب است كه پساز آنكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله على عليه السلام را در غدير خم بهعنوان پيشواى مسلمانان معرفى كرد، آيه يادشده نازل گرديد.
علت يأس و نوميدى كافران اين بود كه آنان پس از اينكه نقشهها و توطئههايشان عليه آيين مقدّس، عقيم ماند تنها به يك چيز اميد بسته بودند و آن اينكه چون پيامبر اكرم فرزند پسر ندارد «٢» تا جانشين وى گردد، «٣» در نتيجه آنان خواهند توانست پس از رحلت او در امر رهبرى اسلامى رخنه ايجاد كنند و به اهداف شيطانى خود دست يابند، ولى با تعيين شخصيت والايى چون على عليه السلام به رهبرى امت اسلامى اين اميد كافران نيز مبدل به يأس گرديد. در اين صورت از ناحيه كافران بر امت اسلامى بيم و ترسى نيست، ولى امت اسلامى بايد هوشيار باشند كه اگر نعمت بزرگ ولايت را پاس ندارند به كيفر كفران نعمت گرفتار خواهند شد، زيرا يكى از سنن الهى اين است كه نعمتى را كه به قومى ارزانى مىكند از آنان باز نستاند مگر اينكه آنان با سوء رفتار خود زمينه زوال آن نعمت را