ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
برهان عقلى متكلمان اماميه بر وجوب نصب امام از جانب خداوند مبتنى بر قاعده لطف است. مقدمه نخست اين برهان اين است كه وجود امام مصداق لطف در حق مكلفان است. و وجوب لطف مورد قبول همه متكلمان عدليه- اعم از معتزله و اماميه- است. بنابراين نصب امام مقتضاى لطف خداوند و واجب است. «١» هرگاه آنچه را در آغاز بحث در باب ماهيت امامت از ديدگاه متكلمان اسلامى يادآور شديم به برهان فوق ضميمه كنيم رابطه امامت با حكومت روشن خواهد شد. اصولًا در نگاه متكلمان- بهويژه متكلمان اهل سنت- بعد سياسى و حكومتى امامت برجستهتر از ابعاد ديگر آن مطرح شده است. هر چند از نظر ما اين ديدگاه خالى از نقد نيست و اصالت در بحث امامت با بعد معنوى و تربيتى آن است و بعد سياسى امامت به منزله مقدمه و ابزار براى بعد معنوى و تربيتى آن است. اين مطلب در تفسير امامت از ديدگاه قرآن و ائمه اهل بيت نيز به خوبى به دست مىآيد.
اكنون كه امامت و حكومت را از ديدگاه كلامى بررسى نموديم به تحليل آن از ديدگاه آيات قرآن كريم مىپردازيم.
ولايت و رهبرى از ديدگاه قرآن كريم قرآن كريم ولايت بر انسان را مخصوص خدا دانسته مىفرمايد:
«فَااللَّهُ هُوَ الْوَلِىُّ» «٢» و نيز مىفرمايد: «وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِىٍّ وَ لا نَصيرٍ» «٣» و آيات ديگر. همانگونه كه حكمرانى را نيز مخصوص خداوند دانسته مىفرمايد «انِ الْحُكْمُ الَّا لِلَّهِ امَرَ الَّا تَعْبُدُوا الَّا ايَّاهُ» «٤» ولى در عين حال هم ولايت و هم حكومت را به غير خداوند نيز نسبت داده است. چنانكه مىفرمايد «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اوْلِياءُ بَعْضٍ» «٥» و