ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
مىشود اين حزب نفاق و حزب زيرزمينى در زمان رسول خدا حزب عظيمى بوده است.
با رفتن پيامبر اكرم نفاق فرو كش كرد. اصلًا از نفاق و منافق خبرى نيست در اين ٢٥ سال خبرى نبود، يكبار هم نديديم در دوران خلفاى ثلاث در مدينه يك حركت نظامى و زيرزمينى عليه نظام باشد.
امّا هنگامى كه على عليه السلام روى كار آمد «نَكَثَتْ طائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ اخْرى.» سه گروه عظيم با امير مؤمنان به دشمنى برخاستند: گروه پيمان شكنان، گروه خارج از دين (مارقين)، و گروه سوم احزاب احمق و ابله كه جزء صحابه على بودند خود على عليه السلام را وادار به پذيرش حكميت كردند و خوارج نام گرفتند.
عظمت ناشناخته اين زندگانى على عليه السلام در مدت ٦٣ سال است. امّا امير مؤمنان هنوز هم يك موجود ناشناخته است، چون غالباً قلمها در دوران امويان ممنوع بود كه فضائل على نوشته شود.
در دوران عباسى هم غير از دوران مأمون غالباً قلمها و تاريخ كنترل بودند و لذا آنچنان كه بايد واقعيات به دست ما برسد نرسيده، هنوز هم امير مؤمنان بهصورت يك موجود ناشناخته از نظر عظمت و از نظر عمق و از نظر معارف است. امّا همه مسلمين رهين علم او هستند، فقها رهين علم او هستند، ادبا و نويسندگان رهين ادب او هستند، ادبا هم در نويسندگى از امير مؤمنان گرفتهاند. در كتاب «الادب الكاتب» مىنويسد: كسانى كه مىخواهند نويسنده ادبى بشوند خطبه على عليه السلام را بنگرند و از او ادب را، فصاحت و بلاغت را بياموزند، نهتنها اينها، مفسرين قرآن در حقيقت ريزهخوار خوان امير مؤمنان هستند. و عجيب آنكه شيخ محمدرضا ذهبى رئيس فرهنگ مصر كه اخوان المسلمين در سال ٥٦ به زندگى او خاتمه دادند، كتابى دارد. درباره «التفسير والمفسرون». اول مفسر را ابن عباس مىشمارد در حاليكه ابن عباس خود تلميذ على عليه السلام است. اوّل مفسر خود پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و بعد امير مؤمنان است.
قرآن مجيد پيامبر صلى الله عليه و آله را بهعنوان مفسر ياد مىكند.