ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
مادرش در كنار مُستجاب عرض كرد «بار الها من به تو و انبياى تو ايمان دارم و به سازنده اين بيت كه ابراهيم باشد ايمان دارم، خدايا تو را سوگند مىدهم به صاحب اين بيت، تو را سوگند مىدهم به ابراهيم بانى اين بيت، و تو را به فرزندى كه در رحم دارم سوگند مىدهم كه زايمان اين ولد را بر من آسان كنى!» پيداست كه اين بانوى بزرگ از آينده اين كودكِ در رحم آگاه بوده است.
به اتفاق تقريباً مورخين منصف، اميرالمؤمنين عليه السلام وليد الكعبه است؛ باب باز شد يا ديوار عقب رفت اين بانوى مكرم وارد شد و جريان زايمان به پايان رسيد، در تمام عالم بشرى اين افتخار تنها مال على است يكى هم مسيح بن مريم است كه در بيتاللحم متولد شده است غير از اين دو نفر احدى داراى چنين فضيلتى نيست و لذا امير مؤمنان از اين نظر مانند مسيح بن مريم عليه السلام است.
انتقال به بيت نبوت فرزندان ابى طالب، بر طبق داستانى از تاريخ بين خانوادههاى مختلف تقسيم شدند.
على را درحالى كه پنج سال بيش نداشت پيامبر اكرم انتخاب كرد، مسلماً اين انتخاب صورت ظاهرى داشت و الّا يك كودك پنج ساله غذايش چيست كه با جدا كردن آن از محيط خانواده ابى طالب زندگى او سبك شود؟! پيامبر صلى الله عليه و آله خواست بهاين بهانه علىرا وارد بيت خود كند و تربيت او را بهعهده بگيرد.
اتصال با ملكوت از حادثههاى اين ده سال اين است كه امير مؤمنان از نظر تكامل روحى به جايى رسيده بود كه هم كلام برزخى را مىشنيد و هم وحى را مىشنيد. حتّى اشباح برزخى را مىديد! همانطوريكه خودش در خطبه نقل مىكند. به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد اين صدا چيست، حضرت فرمود:
«انَّكَ تَسْمَعُ ما اسْمَعُ وَ تَرى ما ارى الَّا انَّكَ لَسْتَ، بِنَبىٍّ وَ لكِنَّكَ لَوَزيرٌ» «١»