ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩
افتخار على عليه السلام قسمتى از سخنرانى حضرت آيةا ... مشكينى در كنگره قرآن و ولايت بسم الله الرحمن الرحيم در فتح مكه تصميم گرفته شد كه بتهايى كه در داخل كعبه نصب شدهاند، پايين ريخته شود. على ايستاد و عرض كرد: يا رسول اللّه شما برويد روى شانه من و بتها را به پايين بريزيد. پيامبر قدم گذاشت روى شانه على بن ابيطالب، امّا آن آقايى كه با يك دست درِ خيبر را برداشت و روى خندق گذاشت و بوسيله آن عدهاى از اينطرف خندق به آن طرف رفتند، ديد قدرت ندارد پيامبر صلى الله عليه و آله را بر دوش نگه دارد، برايش سنگين بود؛ حضرت پايين آمد و ايستاد و على عليه السلام پا را گذاشت بر شانه مبارك پيامبر صلى الله عليه و آله و اتفاقاً پا روى آن مهر نبوتى نهاد كه در آخر معراج بر كتف حضرت زده بودند، (كه «وضع الله بظهرى يده، فاحس القلب عدقد بردّه»؛ دست قدرت خدا كه بر من مهر نبوت زد دلم خنك شد و آرامش پيدا كرد. «فَعَلىٌ غابِرٌ اقْدامُهُ، فى مَحَلٍ وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ»؛ على قدمهايش را روى شانه پيامبر صلى الله عليه و آله در همانجايى كه خدا مهر نبوت را زده بود گذاشت.)
شاعرى است به نام شيخ مهرعلى خويى با سه زبان شعر سروده (تركى، فارسى و عربى) شاعر خيلى خوش مزاجى بوده يكى از قصيدههاى معروفش قصيدهاى است به