ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٠
گرفته تا پايينترين فرد مسلمان در برابرش مسؤول و جوابگو بوده، و بايد آن را به اجرا بگذارند، و در برابرش تسليم محض باشند.
اينجاست كه درمىيابيم امامت و ولايت در نظام ولايى، با حاكميت طاغوتها و ديكتاتورها تفاوت جوهرى داشته و از هم جدا مىشوند، زيرا تفاوت ميان رهبرى فكرى و قانون مدارانه با رهبرى فردى مستبدانه و مستكبرانه، از زمين تا آسمان است.
توضيح آنكه در نظام ولايى، اين شخص حاكم و والى نيست كه حكومت مىكند، بلكه اين قوانين الهى است كه توسط او به اجرا گذارده شده، و حكومت مىكند؛ و امام نه به عنوان شخص امام، بلكه بهعنوان شخصيت حقوقى كه تبلورى از آن قوانين مترقى اسلام بشمار مىرود و تجسمى عينيت يافته از آن قوانين است، مطرح مىباشد. راز عصمت و پاكدامنى همهجانبه در پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه هدى عليهم السلام در همين است كه نمودار كامل و اسوه جامعى از ارزشهاى اسلامى مىباشند، چون آنچه در قرآن آمده، در خود پياده كردهاند، و به تعبير فنىتر «قرآن مُمَثَّل» و تحقق يافته شمرده مىشوند.
همچنين، اينكه درباره فقهاى جانشين اماممعصوم عليهم السلام در عصر غيبت چنين فرمودهاند:
«... صائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطيعاً لِامْرِ مَوْلاهُ ... وَ ذالِكَ لا يَكُونُ الَّا بَعْضُ فُقَهاءِ الشّيعَةِ لا جَميعُهُمْ ...» «١» كسى كه صيانت نفس دارد، حافظ و نگهدار دين خود بوده، و با هواهاى نفسانىاش مخالف است، و مطيع محض مولا و خداى خويش مىباشد ... و چنين فقهايى با اين ويژگيها جز برخى فقهاى شيعه نخواهند بود ...
رازش همان است كه در بالا اشاره كرديم.
در واقع حكومت امام معصوم عليه السلام يا حكومت ولى فقيه با آن ويژگيهايى كه براى ولى فقيه آورده شد، حكومت «الله» بر انسان است، و حكومت خدا بر انسان طبيعىترين، كاملترين، مفيدترين، سعادت آفرينترين و آزادترين نوع حكومت و مديريت است!