ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
شما در جلد ٢١ جواهر آن حرف را ديديد «١» مرحوم شيخ انصارى هم روى همان روال حركت مىكند، يك وقت هست انسان چند جلد كتاب مىخواند، از اوّل تا آخر چند بار هم آنها را بحث مىكند، يك وقت هم هست كه سربلند مىكند و مىگويد بالاخره اينها قيّمى دارند يا نه، اين دين متولى دارد يا نه، امام راحل قدس سره كارش اين بود كه سربلند كرد كه اين دين بالاخره يك متولى دارد يا نه، فهميد دارد، خودش را هم صالح ديد، قيام كرد. الآن هم همانطور است.
به لطف الهى غرض آن است كه شما هر شبهه جديدى كه پديد آمد، يا بالاخره واجب عينى است يا واجب كفايى كه شُبههشناسى كنيد و با دوستانتان مطرح كنيد، اگر جايى گير كرديد با ديگران در ميان بگذاريد و مطمئن باشيد كه زمانى مىتوانيد دست به قلم كنيد يا به سخنرانى زبان بگشاييد كه اين شبههها برداشته شود، و گرنه دانشجويى كه اعتكاف مىكند كمتر از طلبه نيست و حيف است كه اين امانتهاى الهى از دست بروند.
در پايان عرضم اين بيان نورانى را از حضرت امير بنگريد بعد ببينيد كه يك جوانى از حوزه يا از دانشگاه چطور ممكن است شبههزده شود.
حضرت در همان نامهاى كه براى فرزندش دارد مىفرمايد: پسرم قلب جوان «كَالْارْضِ الْخالِيَه» «٢» است «كُلُّ ما اقْبِلَ فيها قَبِلَتْهُ» «٣» دل اين جوان و نوجوان مثل سرزمين خالى و موات است هر شيارى هر بذرى را مىپذيرد.
يك بيان نورانى هم از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است «مَن احْيا ارْضاً مَيْتَةً فَهِىَ لَهُ» «٤» هر كس زمين مرده و مواتى را احياء كند مال اوست، چه زمين مرده باشد چه زمينه مرده.
هر كه احياء كرد مال اوست شما چه بخواهيد و چه نخواهيد، دير بجنبيد اين زمين موات