ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١
فرمودند اگر جايى مىخواهيد زندگى كنيد ببينيد يك روحانى هست يا نه.
وجود مبارك امام صادق عليه السلام در يك سفرى مىخواستند شترى را بكشند رسيدند به روستايى. كسى كه خدمت حضرت بود گفت اگر اينجا بكشيم گوشتش را مردم مىخورند. حضرت فرمودند اينجا نكش وقتى رفتند بيابان، فرمود اينجا بكشيد؛ براى اينكه اين درندهها آن را بخورند بهتر است از اين مردم، چون اينها با داشتن قرآن و عترت همه را كنار گذاشتند، چرا «بَلْ هُمْ اضَلُ» بخورند؟ بگذاريد درندهها بخورند بهتر است، اين امام صادق عليه السلام است كه فرمود اينجا نكشيد.
شما وقتى خدمت قرآن و روايت مىرويد مىبينيد اينجا يك مغالطه است.
ولايت فقيه از سنخ «انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ» است نه از سنخ ولايت بر محجورين، با عقلاى قوم كار دارد با فرزانگان قوم كار دارد و گرنه كسى هست كه مال غُيَّبْ و قُصر را حفظ كند، اين با افراد فاسق هم حفظ مىشود. اين دين است، مگر دين تحت قيموميت قيم و قصر است، مگر دين مال مردم است كه مردم وكيل بگيرند كه شما بياييد دين را حفظ كنيد.
قسمت مهم ثروت مملكت نفت است، جنگل استكه انفال است، انفال مال كيست؟
مال، بر سه قسم است. الف- مال خصوصى كه هر كس از راه حلال كسب كرد مال خودش است. ب- مال عمومى كه مال مليت مسلمانان است مانند اراضى مفتوحة العنوة. ج- انفال كه قسمت مهم ثروت مملكت است مانند جنگل، نفت، دريا، معادن، انفال نه ملك شخصى است و نه ملك ملت است، بلكه مال مقام ولايت و امامت است.
يعنى مال مكتب است، مال دين است، انفال كه ملك شخصى نيست، خوب حالا ملت كه موكل است موكل چيست؟ قلمرو وكالت تا منطقه نفوذ و مالكيت است آنجا كه موكل حقى ندارد حق توكيل هم ندارد.
شما به مردم بگوييد: اگر قرآن را قبول داريد، قرآن مىگويد معدن نفت مال من است، «١» مال هيچ كس نيست، ما يك انفال داريم يك ملك عمومى داريم و يك ملك خصوصى، اگر قبول كرديد دين را، اين است، حال اين وجوهات مال كيست؟ انفال مال كيست؟ اينها مال اشخاص است؟ نه، مال ملت است؟ نه، بالاخره اينها صاحب مىخواهند يانمىخواهند،