ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٧
براى بيان مطلب توجه شما را به چند آيه و حديث زير جلب مىكنيم:
١- «وَ اذِ ابْتَلى ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَّمَهُنَّ قالَ انّى جاعِلُكَ لِلنَّاسِ اماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتى قالَ لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ.» «١» اين آيه خطاب به حضرت ابراهيم است آنگاه كه به مقام امامت برگزيده مىشود، ابراهيم در مقام سؤال برآمده كه آيا از فرزندان من هم كسى داراى اين مقام خواهد شد؟ خداوند در پاسخ مىفرمايد: عهد من به ظالم نمىرسد، يعنى امامت و رهبرى امت عهدى است الهى كه به افراد ظالم نخواهد رسيد. افرادى عادل و وارسته و باتقوى مىتوانند عهدهدار آن باشند.
٢- اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه ١٣١ نهجالبلاغه صفات و حالاتى را كه حاكم و والى مسلمين بايد از آنها بدور باشد بيان فرموده و براى آنكه اهميت مقام زمامدارى و ولايت و عظمت اين مسؤوليت روشن شود كه اين خود دليل بر لزوم تقوى و پاكى او از اينگونه صفات است مىفرمايد: به تحقيق شما مىدانيد سزاوار نيست كسى كه والى و سرپرست بر نواميس و جان و مال مردم و احكام و رهبرى مسلمين است داراى اين صفات باشد:
١- بخيل باشد، و در نتيجه حريص در اموال مردم و بيتالمال عمومى شود.
٢- جاهل باشد پس آنها را بخاطر جهل و نادانيش گمراه كند.
٣- خشن باشد تا با خشونت ملت را از خود جدا سازد.
٤- در تقسيم اموال راه ظلم را در پيش گيرد و در نتيجه گروهى را بر گروه ديگر برترى بدهد بدون آنكه جهت و سببى براى امتياز آنان باشد.
٥- در حكم و قضاوت رشوهگير باشد و حقوق را پايمال نمايد و اجراء حدود الهى را متوقف سازد.
٦- سنت و قانون الهى را تعطيل كند و امت اسلامى را به هلاكت برساند. خلاصه اينكه ٦ صفت بخل، جهالت، خشونت، رشوهگيرى، حيف و ميل بيتالمال، تعطيل نمودن سنتهاى الهى، بايد در حاكم و والى مسلمين نباشد چه اينكه او كسى است كه بر جان و مال و ناموس مردم مسلط است و عهدهدار رهبرى مسلمين است، الگو و راهنماى