ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٤
روشن است، خلاصه اينكه فردى كه در رأس حكومت اسلامى قرار مىگيرد بايد بهطور كامل عالم به موازين و قوانين اسلامى باشد تا با تخصصى كه در اين زمينه دارد قوانين الهى را در ختيار مجريان قرار داده و رأى او در شناخت قوانين اسلامى در مسائل اجتماعى براى قوا و ارگانها معيار باشد.
اين مطلب را از آيه و روايات زير مىتوان استفاده نمود:
«افَمَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لا يَهِدّى الَّا انْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ» «١» آيا كسى كه به حق هدايت مىكند براى پيروى شايستهتر است يا كسى كه خود نياز به هدايت دارد و بايد هدايت شود؟ شما را چه مىشود، چگونه داورى مىكنيد؟
قرآن در اين آيه وجدان مردم را مخاطب قرار داده و داورى در اين مسأله را به خود آنها واگذار نموده است و معلوم است كه هر انسان با وجدان و شعورى قضاوتش اين خواهد بود كه پيروى از افرادى صحيح است كه بتوانند هادى و راهنماى مردم بسوى حق باشند يعنى حق را تشخيص داده شناخت كاملى از آن داشته باشند. و مردم را بهسوى آن دعوت كنند و جامعه را در مسير حق قرار دهند، و كسىكه خود نياز به هدايت و شناخت حق دارد و بايد ديگرى او را هدايت كند، سزاوار اطاعت و متابعت نيست. بنابراين فردى كه زمام امور را بدست گرفته و همه ارگانها بلكه همه مردم بحكم اسلام او را اطاعت و پيروى مىنمايند بايد در شناخت حق و مسائل اسلامى بىنياز از هدايت و راهنمايى ديگران باشد.
١- از امير المؤمنين نقل شده است كه فرمود:
«يا مَعْشَرَ الْمُهاجِرينَ لَنَحْنُ احَقُّ النَّاسِ بِهِ لَانَّا اهْلُ الْبَيْتِ وَ نَحْنُ احَقُّ بِهذَا الْامْرِ مِنْكُمْ ما كانَ فينا الْقارى لِكِتابِ اللَّهِ الْفَقيهُ فى دينِ اللَّهِ الْعالِمُ بِسُنَنِ رَسُولِ اللَّهِ، الْمُضْطَلِعُ بِامْرِ الرَّعِيَّةِ المُدافِعُ عَنْهُمُ الْامُورَ السَّيِّئَةِ الْقاسِمُ بَيْنَهُمْ بِالسَّويَةِ وَاللَّهِ انَّهُ لَفينا فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى فَتَضِلُّوا عَنْ سَبيلِ اللَّهِ فَتَزْدادُوا مِنَ الْحَقِّ بُعْداً.» «٢»