ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٣
اساسىترين نياز مردم (حكومت) در يك دوره بىتفاوت باشد و براى اداره جامعه در اين دوران طرحى ارائه نكرده باشد. اين اعتقاد كه در دوران غيبت امام عصر تنها حاكمان غير الهى بايد بر جامعه حكومت كنند و ستم و ستمگرى در اين دوره بايد ادامه داشته باشد بيگانهترين اعتقاد با اسلام و خاتميت آن است. با توجه به نكات بالالزوم حكومت در زمان غيبت مسلم مىباشد و همانطور كه مىدانيم تنها حكومتهايى مشروعيت دارند كه از سوى خدا باشند و فرمانروايان آنها حق حكومت را از مالك و رب انسان گرفته باشند، پس بايد در زمان غيبت امام عصر (عج) اين حق از سوى خدا به عهده افرادى اينچنين گذاشته شده باشد.
در روايات ما اين حق به فقيه واگذار شده است و او همان كسى است كه بايد جامعه اسلامى را رهبرى كند و حدود را اجرا نمايد و مرزها را حفظ كند و احكام خدا را بيان نمايد.
شرايط و صفات امام و ولى امر صفاتى كه لازم است در ولى امر و زمامدار باشد تناسب خاصى با نوع حكومت و اهداف آن دارد بطورىكه وصول به هدفها و رسيدن به آرمانهاى حكومت بستگى بهوجود اين صفات دارد و اين صفات همان معيارهاى كلى و عمومى است كه در زمان غيبت براى زمامدار و ولى امر مشخص شده است و نصب بصورت عام و كلى تحقق يافته است، اينك به بيان هر يك با اشاره اجمالى به دليل آن مىپردازيم:
١- اجتهاد يعنى بتواند مسائل و احكام اسلامى را از منابع آن، كه كتاب و سنت و عقل و اجماع است با بكار بردن معيارها و روشهاى تخصصى، استنباط نمايد و در شناخت اسلام پيرو و مقلد ديگران نباشد و به تعبير ديگر مجتهد و فقيه و صاحب رأى و نظر در مسائل اسلامى باشد.
لزوم اين شرط با توجه به نوع حكومت كه حكومت قانون است و قانون هم آسمانى و متكى به وحى الهى است و طريق خاصى براى استنباط و بدست آوردن آن وجود دارد