ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩
ولايت پيشوايان معصوم عليهم السلام و در عصر غيبت، ولايت فقيه جامعالشرايط در همين راستاست؛ چرا كه همه اينها در طول ولايت خدا و مأذون از سوى ذات حقتعالى هستند.
ولايت فقيه شكى نيست كه حكومت از ضرورىترين نيازهاى يك جامعه است و بدون حكومت اختلال نظام در اجتماع انسانى پديد مىآيد و ادامه حيات اجتماعى امكانپذير نيست.
ازسوى ديگر مىدانيم كه اسلام به همه نيازها و ضرورتهاى انسان پاسخ مثبت داده و براى آن قانون وضع نموده است تا آنجا كه براى مسائل غير ضرورى و پيش پا افتاده نيز احكامى تشريع كرده است. نتيجه آنكه بايد در زمان غيبت امام عليه السلام نيز پيشبينى لازم را براى ضرورىترين و حياتىترين مسائل جامعه كه حكومت است نموده باشد و نمىتوان گفت اسلام براى اين مقطع از زمان كه ممكن است طولانى هم باشد هيچ تدبيرى نيانديشيده است. زيرا فرض اينكه در جامعهاى حكومت اسلامى نباشد مساوى است با اينكه اسلام نباشد. چه اينكه قوانين اجتماعى و سياسى اسلام از قبيل مسائل اقتصادى، حدود، ديات، قصاص، قضاوت، و ... همگى با نبود حكومت تعطيل و تنها مسائل اخلاقى و عبادى اسلامى باقى مىماند كه آنهم در يك حكومت طاغوتى و غير اسلامى بطور صحيح و كامل پياده نخواهد شد و در نتيجه هيچ يك از احكام و مسائل اسلامى بدون حكومت و نظام اسلامى بطور كامل اجرا نمىگردد.
اسلام براى همه زمانها و همه انسانها است و محدود به زمان پيامبر و ائمه اثنىعشر عليهم السلام نيست. بنابراين براى حفظ نظام و پياده شدن اسلام كه قطعاً مطلوب و مورد خواست خداوند است ناچار بايد در رأس حكومت، فقيه عادل و مدير و آگاهِ به زمان قرار گيرد تا حكومت اسلامى پياده شود.
به فرمايش امام خمينى: «ولايت فقيه» از موضوعاتى است كه تصور آنها موجب تصديقشان مىشود و چندان به برهان احتياج ندارد. به اين معنى كه هر كس عقايد و احكام اسلام را حتى اجمالًا دريافته باشد چون به «ولايت فقيه» برسد و آنرا تصور كند بىدرنگ تصديق خواهد كرد و آنرا ضرورى و بديهى خواهد دانست.