ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٢
كردند و حتى مسيحيون و يهوديان به اين انتخاب رأى آزاد دادند، گرچه اينان (مسيحيون و يهوديان) به پيامبرى و نبوت آن حضرت اعتقاد نداشتند، ولى براى اينكه احساس كردند پيامبر صلى الله عليه و آله فردى لايق است، رياست وى را بر جامعه پذيرفتند.» «١» «يك قرائت از اسلام، قرائتى است مبتنى بر نفى هرگونه مشاركت سياسى از جانب مردم بخصوص در نوع شيعى اين قرائت. تعريفى كه از امام و ولايت و عصمت ارائه مىشود و تعريفى كه از مكانيزم تعيين امام يعنى مكانيزم نص در كنار ويژگى عصمت بيان مىگردد، همه و همه بمعناى نفى حقوق مشاركت سياسى مردم و نقض تئوريك و نظرى وجود چنين مقولهاى در انديشه سياسى شيعه تلقى شده است.» «٢» امام راحل قدس سره در برابر اينگونه القائات مىفرمايد:
«اعتقاد به ضرورت تشكيل حكومت و برقرارى دستگاه اجرا و اداره جزئى از ولايت است ...
هر كه اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگى دين مبين اسلام را انكار كرده است.» «٣» ايشان در جاى ديگر مىفرمايد:
«حكومت كه شعبهاى از ولايت مطلقه رسول الله صلى الله عليه و آله است، يكى از احكام اوليه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيه، حتى نماز و روزه و حج است.» «٤» نصب عام:
در نصب خاص پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام با اسم و مشخصات به رسالت و امامت منصوب شدند، اما در عصر غيبت ائمّه عليهم السلام كليه شرايط رهبرى را بدون ذكر نام فردى خاص اعلام كرده و بيان داشتهاند كه موظف هستيد در حوادث و ... به آنها رجوع كنيد و در صورت دورى از آنها و ردّ نظراتشان ما و خدا را رد كردهايد. پس ولايت براى پيامبر