ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩١
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: كسىكه اين شرايط را دارا باشد، از طرف من براى امور حكومتى و قضايى مسلمين، تعيين شده و مسلمانان حق ندارند به غير او رجوع كنند ... اين فرمان كه امام عليه السلام صادر فرموده، كلى و عمومى است با توجه به تعبيراتى كه در روايات مذكور آمده، از قبيل: «فَلِلْعَوامِ انْ يُقَلِّدُوهُ» بر عوام مردم است كه از او پيروى و تقليد كنند، «فَانّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حاكِماً- قاضِياً.» پس من او را بر شما حاكم- قاضى قرار دادم و «فَانَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ.» آنان حجت من بر شما هستند، استفاده مىگردد كه امامان معصوم عليهم السلام از جانب خود، فقها را در منصبهاى سهگانه فتوا، قضاوت و رهبرى مسلمانان بطور عام، منصوب كردهاند، نه اين كه به مردم واگذارده باشند كه فقيه را حاكم و قاضى خود قرار دهند و بازگشت چنين انتصابى به نصب از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله و خداوند سبحان مىباشد. «١» نصب خاص و نصب عام بنابر ادله موجود در كتب فقها و محدثين شيعه و سنى و با استناد به آيات قرآن، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مستقيماً و به نصب خاص از طرف خداوند متعال به ولايت و رسالت منصوب شده و مناصب سهگانه (تشريع احكام، رهبرى سياسى و قضاوت و فصل خصومت) به ايشان واگذار شده است تا در پرتو تشكيل حكومت اسلامى و در مناصب سهگانه اعمال ولايت كند. براساس اين اعتقاد، هيچگونه تفكيكى ميان ولايت دينى و سياسى وجود ندارد و اعطاى حاكميت به پيامبر صلى الله عليه و آله ازجانب خدا و پساز ايشان به ائمهمعصومين عليهم السلام به اذن خدا و دستور الهى و توسط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله صورت گرفته و اينطور نيست كه از ناحيه مردم ولايت و حكومت و حاكميت به آنها تفويض شده باشد. با توجه به اين مطلب، نظرات ذيل محتواى اسلامى ندارد.
«حكومت فقط يك وكالت است. حكومت جز وكالت چيز ديگرى نيست و هر وقت شما احساس مىكنيد وكيلتان خيانت كرده او را كنار مىگذاريد. حكومت اساساً بمعناى حاكميت نيست، حكومت از اقسام حكمت عملى است. زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه هجرت فرمودند، مردم مدينه ايشان را بعنوان رئيس (state: دولت) انتخاب