ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٧
بر حلال و حرام او اميناند. و شما از اين مقام والا كنار زده شديد و آنچه موجب اين محروميّت بزرگ شد، همانا دورى و جدايى شما از حق و پراكندگيتان در سنّت با آن همه روشنى و وضوح دلايل بود و اگر شما براى خدا بر آزارها صبر مىكرديد و رنجها را متحمّل مىشديد، امور الهى (در اداره كشور اسلامى) به شما ارجاع مىشد و احكام از سوى شما صادر مىگشت و (نتيجه آن) به شما گزارش مىشد از اين سخنان به روشنى فهميده مىشد كه رياست جامعه و حق حاكميت بر مردم تنها شايسته رهبران الهى است زيرا حكومت خداوند جز از اين طريق عملى نمىشود و نيز فهميده مىشود كه فقها حتّى در زمان امامان معصوم نيز همين وظيفه را دارند تا چه رسد به زمان غيبت ايشان (البته با اذن امام معصوم).
٣- امام صادق عليه السلام در بخشى از پاسخهاى خود به پرسشهاى عمر بن حنظلة فرمود:
«مَنْ كانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوى حَديثَنا وَ نَظَرَ فى حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَفَ احْكامَنا، فَلْيَرضُوا بِهِ حَكَماً فَانّى قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حاكِماً ...» «١» (در خصومتها رجوع كنند به) كسى كه از خود شما باشد، از افرادى كه حديث ما را روايت كرده باشند، در حلال و حرام ما (بدقّت) نظر نموده و احكام ما را ياد گرفتهاند، بايد به حكم وى راضى شوند، زيرا من او را حاكم بر شما قرار دادم ٤- امام عصر ارواحناه فداه در بخشى از توقيع خود به اسحاق بن يعقوب مىفرمايد:
«وَ امَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها الى رُواةِ احاديثِنا فَانَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ» «٢» در رويدادهاى پيش آمده به راويان حديث ما (علما) رجوع كنيد زيرا كه آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنهايم.