ولايت در قرآن - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٠
گفتنى است كه «فخر رازى» دانشمند و مفسّر معروف اهل سنّت، با آنكه در اثر ترديد بسيار در امور بديهى، «امام المشكّكين» لقب يافته، بخش اول نظر شيعه را كه عبارت است از لزوم عصمت «اولىالامر» پذيرفته و بر اين حقيقت اعتراف كرده است. او مىگويد:
كسىكه خدا اطاعت او را بهطور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمارد حتماً بايد معصوم باشد.
زيرا اگر معصوم از خطا نباشد بههنگامى كه مرتكب اشتباهى مىشود، چون خداوند اطاعت او را لازم شمرده، پيروى از او در انجام خطا لازم است و اين خود مستلزم نوعى تضاد در حكم الهى مىشود، زيرا از سويى انجام آن عمل ممنوع است و از سوى ديگر، پيروى از «اولىالامر» لازم است. بنابراين مىبينيم از سويى خداوند، اطاعت فرمان «اولىالامر» را بدون هيچ قيد و شرطى لازم دانسته و از سوى ديگر، اگر «اولىالامر» معصوم از خطا نباشد چنان فرمانى صحيح نيست. از اين مقدّمه چنين استفاده مىكنيم كه «اولىالامر» حتماً بايد معصوم باشند. «١» متأسفانه، دورى و بىبهرگى فخر رازى از مكتب اهل بيت، او را بر آن داشته كه از اينجا به بعد در جستجوى مصداق خارجى «اولىالامر» راه انحراف را در پيش گيرد.
او نوشته خود را چنين ادامه مىدهد:
اين معصوم يا مجموع امّت است يا بعضى از امّت اسلام. احتمال دوّم قابلقبول نيست زيرا ما چنين بعضىرا كه معصوم ازخطا و اشتباه باشند نمىشناسيم و در دسترس نداريم. بناچار بايد بپذيريمكه احتمال اول صحيح است و معصوم مجموع امّت اسلام است و اين خود دليلى است بر اين كه اجماع و اتفاق امّت، حجّت و قابل قبول است، و از دلائل معتبر محسوب مىشود.» «٢» گويا فخر رازى از ياد برده است كه آيه در مقام تعيين رهبر جامعه اسلامى است، يعنى كسى كه حكومت اسلامى و حلّ و فصل مشكلات مشكلات مسلمين به دست او انجام مىشود و مىدانيم حكومت دستهجمعى عموم و حتى نمايندگان آنها به صورت اتّفاق آراء عملًا امكانپذير نيست و پيروى از اكثريّت به اعتراف خودش، پيروى از «اولىالامر»